محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2493
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« بر ديگران مرجح دارد . عبد الله بن ابى رافع آزاد شدهء پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم نوشته در غرهء ماه « رمضان . » گويد : پس از آن محمد بن ابى بكر به سخن ايستاد و حمد خدا گفت و ثناى او كرد سپس گفت : « حمد خدايى را كه ما و شما را سوى حق كه مورد اختلاف شده هدايت كرد و بسيار چيزها را كه جاهلان از ديدن آن كور ماندهاند ، به ما و شما نمود . بدانيد كه امير مؤمنان كارهاى شما را به من سپرد ، و به من چنان دستور داد . كه شنيديد و بسيارى سفارشهاى شفاهى نيز كرده ، و من تا بتوانم براى خير شما مىكوشم و توفيق جز بوسيلهء خدا ميسر نشود ، بر او تكيه مىكنم و سوى او باز مىگردم ، اگر امارت و اعمال مرا بر مبناى طاعت و پرهيزكارى خدا ديديد حمد خدا عز و جل كنيد كه هدايت كننده اوست و اگر ديديد كه يكى از عمال من كار ناحق مىكند و منحرف مىشود به من خبر دهيد و ملامتم كنيد كه اين را خوشتر دارم و شما شايستهء چنين كاريد خدا به رحمت خويش ما و شما را توفيق اعمال نيك دهد . » اين بگفت و پايين آمد . يزيد بن ظبيان همدانى گويد : محمد بن ابى بكر ، وقتى ولايتدار مصر شد به معاوية - بن ابى سفيان نامه نوشت . راوى نامه هايى را كه ميان دو طرف بوده نقل كرده كه نقل آن را خوش ندارم زيرا مطالبى در آن هست كه عامه تحمل آن ندارند . گويد : يك ماه از اقامت محمد بن ابى بكر نگذشته بود كه كس پيش آن گروه كناره گرفتگان فرستاد كه قيس با آنها مسالمت مىكرده بود و گفت : « اى گروه يا به اطاعت ما در آييد يا از ديار ما برويد . » آن گروه پاسخ دادند كه چنين نمىكنيم بگذارمان تا ببينيم سرانجام كارهايمان چه مىشود و به كار جنگ ما شتاب مكن .