محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2477
تاريخ الطبرى ( فارسي )
امارت دادن ابن عباس بر بصره و سپردن خراج به زياد على ، ابن عباس را امير بصره كرد و زياد را بر خراج و بيت المال گماشت و به ابن عباس گفت به مشورت وى كار كند . ابن عباس مىگفت : دربارهء حادثه اى كه پيش آمده بود با وى مشورت كردم گفت : « اگر دانى كه تو حقى و مخالف تو بر باطل است ، رأى چنان دهم كه بايد و اگر ندانى راى چنان دهم كه بايد . » گفتم : « من بر حقم و آنها بر باطلند » گفت : « بكمك آنكه مطيع است نافرمان را درهم بكوب و اگر زدن گردنش مايه قوت و صلاح اسلام است گردنش را بزن . » ابن عباس گويد : وى را به دبيرى گرفتم و چون ولايتدار شد ديدم كه چگونه عمل كرد و بدانستم كه راى صميمانه داده بود . سبائيان شتاب كردند و با على نماندند و بىاجازهء وى حركت كردند اما على از دنبالشان رفت تا اگر قصدى دارند جلوگيرى كند . كه هنوز مقرش انجام بود . محمد گويد : مردم مدينه روز پنجشنبه پيش از غروب آفتاب از جنگ جمل خبر يافتند بوسيلهء بازى كه از حدود مدينه گذشت و چيزى آويخته داشت و مردم نيك نگريستند و چون بيفتاد دستى بود كه انگشترى داشت و نقش آن عبد الرحمان بن عتاب بود و كسانى كه ما بين مكه و مدينه و بصره بودند بيمناك شدند و حادثه را از دست و پاها كه بازها مىآوردند بدانستند .