محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2476

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بيعت گرفتن على از مردم و خبر زياد بن ابى سفيان و عبد الرحمان ابن ابى بكره مضمون بيعت چنين بود كه با پيمان و قرار خدا متعهدى كه با هر كه با ما به صلح است به صلح باشى و با هر كه به با ما جنگ است به جنگ باشى و زبان و دست خويش را از ما بدارى . زياد بن ابى سفيان از جمله كناره گيران بود كه در جنگ حضور نيافته بود و بجاى مانده بود و در خانهء نافع بن حارث بود . وقتى على از كار بيعت فراغت يافت عبد الرحمان بن ابى بكره جزو امانخواهان بيامد و سلام گفت . على گفت : « عموى تو بجاى نشست و مراقب ماند ؟ » گفت : « اى امير مؤمنان او دوستدار تو است و بخوشدليت علاقه دارد ولى شنيده‌ام كه بيمار است ، از او خبر بگيرم و بيايم . » عبد الرحمان محل زياد را از على مكتوم داشت تا از او رأى خواست . زياد گفت كه جاى وى را با على بگويد و بگفت . على گفت : « جلو برو و مرا پيش وى ببر . » عبد الرحمان چنان كرد و چون على پيش وى رسيد گفت : « بجاى ماندى و مراقب بودى ؟ » زياد دست به سينه نهاد و گفت : « اين درد مشخص است . آنگاه از على عذر خواست كه عذر وى را پذيرفت و با او مشورت كرد . وى را براى بصره مىخواست كه گفت : « يكى از خاندان تو بايد كه مردم به دو آرام گيرند كه بهتر اطمينان يابند و مطيع شوند من با او كمك مىكنم و مشورت مىدهم . » دربارهء ابن عباس همسخن شدند و على به منزل خويش بازگشت .