محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2419
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كسانى از مردم كوفه نيز پيش على بن ابى طالب رفتند و دربارهء عمل بر ضد مخالفان سخن آوردند از جمله اعور بن منقرى با وى سخن كرد . على گفت : « اصلاح بايد و تسكين غايله . شايد خدا بوسيلهء ما جمع اين امت را فراهم آرد و جنگ را ببرد . رأى مرا پذيرفتهاند . » گفت : « اگر نپذيرفتند ؟ » گفت : « تا كارى به ما ندارند كارى با آنها نداريم » گفت : « اگر كارى داشتند ؟ » گفت : « از خويشتن دفاع مىكنيم . » ابو سلامه دالانى نيز با وى سخن كرد و گفت : « به نظر تو اگر اين قوم كه به خونخواهى برخاستهاند از اين كار ، خدا عز و جل را منظور دارند معذور خواهند بود ؟ » گفت : « آرى » گفت : « آيا تو نيز معذورى كه اين كار را به تأخير مىبرى ؟ » گفت : « آرى ، وقتى كارى نامشخص باشد به ترتيب سودمندتر و محتاطانه تر كار بايد كرد . » گفت : « اگر فردا از جنگ چاره نماند حال ما و آنها چگونه خواهد بود ؟ » گفت : « اميدوارم هر كس از ما و آنها با قلب پاك كشته شود خدايش وارد بهشت كند . » مالك بن حبيب نيز سخن كرد و گفت : « اگر با اين قوم مقابل شدى چه خواهى كرد ؟ » گفت : « معلوم داشتهايم كه صلاح دست بداشتن است ، اگر با ما به بيعت آمدند ، چه بهتر ، اگر جز جنگ راهى نبود شكافى است كه بهم نخواهد آمد . » گفت : « اگر از جنگ چاره نماند ، وضع كشتگان ما چگونه خواهد بود ؟ »