محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2418
تاريخ الطبرى ( فارسي )
زبير گفت : « اى ابو الجربا ، ما ترتيبات جنگ را مىدانيم اما اينان اهل دين ما هستند ، اين وضعى تازه است در مورد چيزهايى كه از پيش نبوده ، اين كاريست كه هر كه به پيشگاه خدا رود و دربارهء آن عذرى نداشته باشد بروز رستاخيز معذور نباشد بعلاوه فرستاده قوم با قرارى از پيش ما رفت ، اميدواريم صلح ميان ما برقرار شود صبر كنيد و خوشدل باشيد . » گويد : صبرة بن شيمان نيز بيامد و گفت : « اى طلحه ! اى زبير ! دربارهء اين مرد فرصت را مگذاريد كه در كار جنگ ، تدبير از شجاعت بهتر است . » طلحه گفت : « اى صبره ! ما و آنها مسلمانيم ، اين وضع از پيش نبوده كه دربارهء آن قرآنى نازل شود ، يا از پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم سنتى بدست باشد ، كارى نوظهور است . جمعى بر اينند كه نبايد امروز دست به كارى زد ، اينان على و همراهان ويند . ما گفتهايم كه نبايد امروز اين كار را بگذاريم و عقب اندازيم ، على مىگويد : آنچه ما نظر داريم ، يعنى بجا گذاشتن اين جماعت ، بدى است كه بهتر از بدتر است ، كارى است نامشخص كه به زودى روشن مىشود ، حكم مسلمانى اين است كه كار سودمندتر و محتاطانه تر را بايد پذيرفت . » كعب بن سور نيز بيامد و گفت : « اى قوم ، شما كه گروه نخستين اين جمع را از ميان برديد ، در انتظار چيستيد ، ريشهء آنها را قطع كنيد . » گفتند : « اى كعب ! اين كاريست كه ميان ما و برادرانمان رخ داده و شبهه ناك است ، به خدا از وقتى خدا عز و جل پيمبر خويش را فرستاده ، ياران محمد صلى الله - عليه و سلم راهى نگرفتهاند كه ندانيم به كجا مىبرند تا اين حادثه پيش آمد كه نمىدانند رو به اقبال دارند يا به ادبار . اكنون ، چيزى پيش ما نكو مىنمايد و پيش برادرانمان زشت ، و چون فردا شود به نزد ما زشت شود و پيش آنها نكو ، ما حجتى بر آنها مىآوريم كه آن را حجت نمىشمارند و همان را بر كسان ديگر حجت مىگيرند . اميدواريم اگر بپذيرند صلح شود و گر نه به علاج آخرين دست بايد زد . »