محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2403
تاريخ الطبرى ( فارسي )
محمد صلى الله عليه و سلم آنچه را شنيدهايم بهتر مىدانيم كه فتنه وقتى بيايد شبهه انگيزد و چون برود روشن شود ، اين فتنه ، رنج آور است چون درد شكم كه با باد شمال و جنوب و صبا و دبور آيد و ناگهان آرام شود و كس نداند از كجا آمد و مرد مسكين را چنان وا گذارد كه بود . شمشيرها را در نيام كشيد ، نيزه ها را كوتاه كنيد ، تيرها را بگذاريد و زه ها را پاره كنيد و در خانه هايتان بنشينيد ، اگر قرشيان مصر باشند كه از خانه هجرت در آيند و از مردم واقف بامور خلافت دورى كنند بخودشان وا گذاريدشان كه دريدگى خويش را رفو كنند و شكاف خود را پر كنند ، اگر چنين كنند به سود خويش كوشيدهاند و اگر نكنند براى خودشان بليه آوردهاند روغنشان در مشك خودشان مىريزد . از من اندرز خواهيد نه دغلكارى ، اطاعت من كنيد تا دين و دنياتان بسلامت ماند و هر كه اين فتنه را پديد آورد به آتش آن بسوزد . » زيد برخاست و دست بريدهء خويش را بلند كرد و گفت : « اى عبد الله بن قيس ! فرات را از راه خود باز گردان ، از آنجا كه مىآيد برش گردان تا به آنجا كه آمده پس رود ، اگر اين كار توانى كرد توان اين كار نيز خواهى داشت ، از كارى كه توان آن ندارى دست بدار آنگاه اين دو آيهء قرآن را خواند : * ( الم ، أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ . وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ من قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ الله الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ 29 : 1 - 3 ) * [ 1 ] . يعنى : « الف . لام . ميم ، مگر اين مردم پنداشتهاند به ( صرف ) اينكه گويند ايمان داريم رها شوند و امتحان نشوند . كسانى را كه پيش از ايشان بودند امتحان كرديم تا خدا كسانى را كه راست گفتهاند معلوم كند و دروغگويان را نيز معلوم كند . » سپس گفت : « سوى امير مؤمنان و سرور مسلمانان رويد ، همگان سوى او حركت كنيد كه كار درست كرده باشيد »
--> [ 1 ] عنكبوت 29 آيات 1 و 2