محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2204

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از اجتماع مخالفان عثمان و خبر جرعه قيس بن يزيد نخعى گويد : وقتى معاويه تبعيدشدگان را پس فرستاد گفتند عراق و شام جايگاه ما نيست ، سوى جزيره رويد . و بدلخواه سوى جزيره رفتند . عبد الرحمان - ابن خالد به آنها پرداخت و سختى كرد كه تسليم شدند و تبعيت وى كردند ، اشتر را پيش عثمان فرستاد كه او را بخواند و گفت : « هر جا مىخواهى برو » اشتر گفت : « سوى عبد الرحمان مىروم » و پيش او بازگشت . سعيد بن عاص به سال يازدهم امارت عثمان پيش وى رفت . يك سال و چند ماه پيش از آنكه سعيد از كوفه برون شود اشعث بن قيس را سوى آذربيجان فرستاد و سعيد بن قيس را سوى رى . سعيد بن قيس عامل همدان بود كه از آنجا برداشته شد و و نسير عجلى به جايش نشست . سائب بن اقرع عامل همدان بود و مالك بن حبيب يربوعى عامل ماه بود . حكيم بن سلامه خزامى عامل موصل بود ، جرير بن عبد الله عامل قرقيسيا بود ، سلمان بن ربيعه عامل باب بود و جنگ آنجا با قعقاع بن عمرو بود . عتيبة بن نهاس عامل حلوان بود . كوفه از سران خالى مانده بود و هر كه بود مجذوب بود يا مفتون . يزيد بن قيس خروج كرد كه خلع عثمان را مىخواست و به مسجد نشست ، كسانى بر او فراهم آمدند كه ابن سوداء از آن جمله بود و براى آنها نامه مىنوشت . قعقاع به آنجا تاخت و يزيد بن قيس را بگرفت كه گفت : « ما مىخواهيم سعيد را از كار برداريم » گفت : « اين به شما مربوط نيست ، براى اين كار به مجلس منشين و كسان به دور تو فراهم نشوند ، حاجت خويش را بخواه كه بجان خودم به تو خواهند داد . » قيس به خانهء خويش رفت و يكى را اجير كرد و چند درم و يك استر به دو داد كه