محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2362

تاريخ الطبرى ( فارسي )

حركت على به طرف ربذه به آهنگ بصره قاسم بن محمد گويد : وقتى على از كار طلحه و زبير و مادر مؤمنان خبر يافت تمام ابن عباس را بر مدينه گماشت و قثم بن عباس را سوى مكه فرستاد و بيرون شد اميد داشت كه آنها را در راه بگيرد ، مىخواست راهشان را ببندد ، اما در ربذه معلوم شد كه از دسترس وى دور شده‌اند . اين خبر را عطاء بن رباب وابسته حارث بن حزن براى وى آورد . محمد گويد : على در مدينه بود كه خبر آمد كه طلحه و زبير و عايشه و پيروانشان همسخن شده‌اند كه سوى بصره روند و از گفتار عايشه خبر يافت و با همان آرايش كه براى حركت به شام به سپاه داده بود ، برون شد كه آنها را بگيرد . جمعى از كوفيان و مصريان نيز سبكبار با وى روان شدند كه همه هفتصد كس بودند ، اميد داشت كه در راه به آنها برسد و از رفتنشان جلوگيرى كند . گويد : عبد الله بن سلام به او رسيد و عنانش بگرفت و گفت : « اى امير مؤمنان ! از مدينه مرو ، به خدا اگر از آنجا رفتى ديگر باز نمىگردى و قدرت مسلمانان هرگز سوى آن باز نميآيد » كسان به وى ناسزا گفتند ، اما على گفت : « كارش نداشته باشيد كه نيك مردى از ياران پيمبر است » آنگاه برفت تا به ربذه رسيد و از عبور آنها خبر يافت و چون به آنها دست نيافت در ربذه بماند و به مشورت پرداخت . طارق بن شهاب گويد : « وقتى خبر كشته شدن عثمان رسيد از كوفه به آهنگ عمره برون شديم و چون به ربذه رسيديم ، و اين به هنگام صبحدم بود ، ديدم رفيقان راه همديگر را پس مىزنند . گفتم : « چيست ؟ »