محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2294
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« همديگر را به رسوايى منتسب كرده بودند » مبشر گويد : « از سالم بن عبد الله دربارهء محمد بن ابى بكر پرسيدم كه چه چيز او را به مخالفت عثمان وادار كرد ؟ گفت : « خشم و طمع » گفتم : « خشم و طمع چه ؟ » گفت : « در اسلام مقامى داشت ، كسانى مغرورش كردند و طمع آورد ، بيباكى كرد و حقى بر او مسلم شد كه عثمان آن را از تن وى بگرفت و تساهل نكرد و آن با اين فراهم آمد و از آن پس كه محمد بود مذمم شد » سالم بن عبد الله گويد : وقتى عثمان به خلافت رسيد ، ملايم بود اما احقاق حق مىكرد و حقى را معوق نمىگذاشت ، او را به سبب ملايمتش دوست داشتند و به كار خدا عز و جل گردن نهادند . قاسم گويد : از جمله كارها كه عثمان كرد و مورد رضايت كسان شد اين بود كه يكى را كه در اثناى نزاعى به عباس بن عبد المطلب اهانت كرده بود كتك زد و چون در اين باب با وى سخن كردند گفت : « بله ، پيمبر صلى الله عليه و سلم عموى خويش را محترم مىداشت و من اجازه نمىدهم به وى اهانت كنند . پيمبر خدا با كسى كه چنين كرده و كسى كه بدان رضايت داده مخالف است . » حمران بن ابان گويد : عثمان از آن پس كه با وى بيعت كردند مرا پيش عباس - ابن عبد المطلب فرستاد كه او را پيش عثمان آوردم گفت : « چرا مرا پيش خود كشيدى ؟ » گفت : « هيچوقت بيشتر از اين روزها نيازمند تو نبودهام » عباس گفت : « پنج چيز را رعايت كن كه تا وقتى چنين كنى امت از اطاعت تو به در نرود . » گفت : « چيست ؟ »