محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2291

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اسلام رسيد و نخستين فتنه بود كه در ميان عامه رخ داد و جز اين نبود . شعبى گويد : پيش از آنكه عمر بميرد قرشيان از وى به ملالت بودند كه عمر در مدينه بازشان داشته بود و مانع رفتنشان بود و مىگفت : « از رفتن شما در ولايات بيشتر از همه چيز بر اين امت بيمناكم » با ديگران كه از مردم مكه بودند چنين نكرده بود . اگر كسى از مهاجران كه در مدينه باز مانده بود از او اجازهء غزا مىخواست مىگفت : « غزاها كه همراه پيمبر خدا داشته اى ترا بس ، بهتر كه دنيا را نبينى و ترا نبيند . » گويد : و چون عثمان به خلافت رسيد آزادشان گذاشت كه در ولايات برفتند و مردم به آنها پيوستند و عثمان را بيش از عمر دوست داشتند . سالم بن عبد الله گويد : وقتى عثمان به خلافت رسيد هر ساله حج مىكرد بجز سال آخر او نيز همسران پيمبر را به حج برد چنان كه عمر برده بود . عبد الرحمان - ابن عوف نايب وى بود سعيد بن زيد را نيز نايب خويش كرد ، اين در آخر كاروان بود و آن در اول كاروان ، و مردم ايمن بودند . به ولايات نوشته بود كه هر ساله در موسم حج عاملان و كسانى كه از آنها شكوه دارند پيش وى روند . به مردم ولايات نوشت : « امر به معروف كنيد و نهى از منكر كنيد . مؤمن ، خويشتن را زبون نكند كه من پشتيبان ضعيف ستمديده‌ام بر ضد نيرومندان ، ان شاء الله . و مردم چنين بودند و اين ترتيب روان بود تا كسانى براى پراكندگى امت وسيله پيدا كردند . طلحه گويد : سالى از خلافت عثمان نگذشته بود كه كسانى از قريش در شهرها مالدار شدند و مردم به آنها پيوستند ، هفت سال چنين بود كه هر گروه ميخواستند رفيقشان به خلافت رسد . آنگاه ابن سودا مسلمان شد و چيزها گفت و دنيا به رفاه آمد و بدعتها به دست عثمان پديد آمد و از طول عمر وى دلگير بودند . عباد بن حنيف به نقل از پدرش گويد : وقتى دنيا برفاه آمده بود و كار تمكن مردم بالا گرفت نخستين كار نابابى كه در مدينه رخ نمود كبوتر بازى بود و تفك اندازى