محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1766
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عامر گويد : زبير و خباب و ابن مسعود و ابن ياسر و ابن هبار در زمان عثمان ( از زمينهاى سواد ) تيول گرفتند ، اگر عثمان خطا كرد ، آنها كه از وى پذيرفتهاند خطا كارترند و همينها بودند كه دين خويش را از آنها گرفتهايم . عمر نيز به طلحه و جرير بن عبد الله و ربيل بن عمرو تيول داد . دار الفيل را نيز به تيول ابا مفزر داد و به كسان ديگر نيز كه از آنها تعليم گرفتهايم تيول داد ، تيولها به صورت بخشش از خمس غنيمت بود . گويد : عمر بوسيله جرير به عثمان بن حنيف نوشت : « اما بعد به جرير بن عبد الله تيول بده به اندازهء قوتش نه كمتر و نه بيشتر . » عثمان بن حنيف به عمر نوشت كه جرير نامه اى از تو آورد كه به اندازه قوتش به او تيول داده شود و من نخواستم اين را به كار بندم تا از تو بپرسم . عمر به دو نوشت : جرير راست مىگويد ، چنين كن و نكو كردى كه به من مراجعه كردى . گويد : ابو موسى نيز تيول داد ، على رحمه الله نيز كرد و سيه را به كردوس بن هانى به تيول داد ، به سويد بن غفله جعفى نيز تيول داد . سويد بن غفله گويد : از على رحمه الله تيول خواستم . گفت : « بنويس اين نامه ايست كه على زمين داد و به ما بين كجا و كجا ، و آنچه خدا خواهد ، تيول سويد مىكند . » ابراهيم بن يزيد گويد : عمر مىگفت : « وقتى با قومى پيمان مىكنيد خرابى سپاهيان را به عهده مگيريد . » و مسلمانان در نامه صلح كسانى كه با آنها پيمان مىكردند مىنوشتند كه خرابى سپاهيان به عهده ما نيست . واقدى گويد : جنگ و فتح قادسيه به سال شانزدهم هجرت بود ، بعضى مردم كوفه نيز گفتهاند جنگ قادسيه به سال پانزدهم بود ولى به نظر ما درست اين است كه به سال چهاردهم بود .