محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2148

تاريخ الطبرى ( فارسي )

برم چه خواهم داشت ؟ » گفتند : « به برترى تو مقر شويم . » پس آنها را ببرد و اندك آسيبى به عربان رسانيد كه به سبب آن پيش عجمان اعتبار يافت و به مقام و الا رسيد . و چون يزدگرد وضع اصفهان را بديد و آنجا فرود آمد يك روز مطيار به ديدار وى رفت ، دربان يزدگرد او را نگهداشت و گفت : « باش تا براى تو از او اجازه بگيرم . » مطيار از سر مناعت و حميت به دربان تاخت و بينى او را بشكست كه چرا نگاهش داشته بود . دربان ، خونين پيش يزدگرد رفت و چون او را بديد حادثه را سخت بزرگ گرفت و در دم بر نشست و از اصفهان راهى شد ، به او گفتند : « به اقصاى مملكت خويش رود و آنجا بباشد كه عربان تا مدتى به گرفتاريهاى خويش به او نخواهند پرداخت . » يزدگرد برفت و رو سوى رى داشت و چون به آنجا رسيد فرمانرواى طبرستان بيامد و ديار خويش را بر او عرضه كرد و از محفوظ بودن آن سخن آورد و به يزدگرد گفت : « اگر اينك دعوت مرا نپذيرى و بعد پيش من آيى ترا نمىپذيرم و پناه نمىدهم . » اما يزدگرد نپذيرفت و براى او فرمان اسپهبدى نوشت كه از آن پيش درجه اى پايينتر داشته بود . بعضىها گفته‌اند كه يزدگرد همانوقت به سيستان رفت و از آنجا با هزار كس از چابكسواران به مرو رفت . بعضىها گفته‌اند يزدگرد به فارس افتاد و چهار سال آنجا ببود آنگاه به سرزمين كرمان رفت و دو سال يا سه سال آنجا ببود و دهقان كرمان تقاضا كرد كه پيش وى