محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2144

تاريخ الطبرى ( فارسي )

محمد بن ابى حذيفه بنا كرده بود به كسان مىگفت : « به خدا جهاد واقعى را پشت سر نهاده‌ايم » به او مىگفتند : « كدام جهاد ؟ » مىگفت : « عثمان بن عفان چنين و چنان كرد و فلان و به همان كرد . » چندان كه مردم را به تباهى كشانيد و وقتى به ديار خود رسيدند محمد تباهشان كرده بود و سخنانى گفتند كه از پيش نمىگفته بودند . زهرى گويد : سالى كه عبد الله بن سعد به جنگ رفت ، محمد بن ابى حذيفه و محمد ابن ابى بكر نيز برفتند و عيب عثمان گفتند و از تغييراتى كه آورده بودند و كارهايى كه بخلاف ابو بكر كرده بود سخن آوردند و گفتند كه خون عثمان حلال است . مىگفتند : « عبد الله بن سعد بن ابى سرح مردى را كه پيمبر خدا خون وى را هدر كرده بود و قرآن به كفر وى نازل شده بود عامل كرده است . پيمبر خدا كسانى رانده بود كه او پس آورد ، ياران پيمبر را كنار گذاشت و سعيد بن عاص و عبد الله بن عامر را عامل كرد » اين سخنان به عبد الله بن سعد رسيد و گفت : « با ما برننشينيد » و آنها در كشتىاى بر نشستند كه كس از مسلمانان در آن نبود و با دشمن تلاقى كردند و سستتر از همه مسلمانان مىجنگيدند و چون در اين باب با آنها سخن كردند گفتند : « چگونه همراه كسى جنگ كنيم كه سزاوار حكومت نيست . عبد الله بن سعد بن ابى سرح عامل عثمان است و عثمان چنان و چنين كرده است . » و مردم اين غزا را تباه كردند كه به سختى عيب عثمان مىگفتند . گويد : عبد الله بن سعد كس به طلب آنها فرستاد و بشدت منعشان كرد و گفت : « به خدا اگر مىدانستم امير مؤمنان چه مىخواهد عقوبتتان مىكردم و محبوستان مىكردم » واقدى گويد : در اين سال ابو سفيان بن حرب در سن هشتاد و هشت سالگى درگذشت .