محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2117
تاريخ الطبرى ( فارسي )
نكشد و چون قلعه را گشودند همگى را بكشت بجز يكى ، و هر چه را در قلعه بود بگرفت . يكى از مردم بنى نهد جعبه اى به دست آورد كه قفلى بر آن بود و پنداشت جواهر در آن است . سعيد خبر يافت و كس پيش مرد نهدى فرستاد كه جعبه را بياورد . قفل را شكستند و جعبه اى در آن يافتند ، آن را گشودند كهنه سياه خط دارى در آن بود و چون آن را گشودند كهنهء سرخى در آن بود . آن را نيز گشودند كهنهء زردى بود كه دو ابزار تناسلى مردانه در آن بود كه سياه شده بود با چند گل ، شاعرى در هجو بنى نهد شعرى گفت به اين مضمون : « مردم معتبر اسيران به غنيمت گرفتند « و بنى نهد دو . . . در جعبه اى به دست آوردند « كه سياه بود با گل بسيار « كه آن را غنيمت پنداشتند و چه خطايى بود . سعيد بن عاص ناميه را نيز فتح كرد كه شهر نبود بلكه صحراها بود . حنش بن مالك تغلبى گويد : سعيد به سال سىام آهنگ غزا كرد و سوى گرگان و طبرستان رفت . عبد الله بن عباس و عبد الله بن عمرو بن زبير و عبد الله بن عمرو بن عاص با وى بودند كافرى كه خدمت آنها مىكرده بود به من گفت : « سفره را پيش آنها مىبردم و چون مىخوردند به من دستور ميدادند كه آن را ميتكاندم و ميآويختم و چون شب مىشد باقيمانده را به من مىدادند . » گويد : محمد بن حكم بن ابى عقيل ثقفى جد يوسف بن عمرو كه همراه سعيد بن عاص بود كشته شد و يوسف به قحدم گفت : « قحدم ! ميدانى محمد بن حكم كجا درگذشت » گفت : « آرى با سعيد بن عاص در طبرستان به شهادت رسيد » گفت : « نه ، همراه سعيد بود و آنجا درگذشت . آنگاه سعيد به كوفه باز آمد و