محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2118

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كعب بن جعيل در مدح وى گفت : « نيكو جوانى بود كه گيلان در مقابل وى جولان داد « وقتى كه از دستى و ابهر سرازير شدند « بدان اى سعيد خير كه مركوب من « وقتى سرازير شد بيم داشتم دست و پايش ببرد « گويى تو به روز دره ، شيرى نهان بودى « كه از شيران كنام جدا شده و به صحرا زده بود « جمعى را راه مىبردى كه كس پيش از تو راه نبرده بود « كه هشتاد هزار زره دار و بى زره بودند » كليب بن خلف گويد : « سعيد بن عاص با مردم گرگان صلح كرد . آنگاه مقاومت كردند و كافر شدند و از پس سعيد كس سوى گرگان نرفت كه راه را بسته بودند و هر كه از حدود قومس به راه خراسان مىرفت از مردم گرگان در بيم و هراس بود و راه خراسان از فارس به كرمان بود و نخستين كسى كه راه را به طرف قومس گردانيد قتيبة بن مسلم بود و اين وقتى بود كه عامل خراسان شد . ادريس بن حنظلهء عمى گويد : سعيد بن عاص با مردم گرگان صلح كرد و چنان بود كه گاهى يكصد هزار وصول مىكردند و مىگفتند صلح ما بر همين است و گاهى دويست هزار وصول مىكردند و گاهى سيصد هزار و گاهى اين را مىدادند و گاهى نمىدادند . پس از آن مقاومت كردند و كافر شدند و خراج ندادند تا يزيد بن مهلب سوى آنها آمد و چون بيامد كس با وى مقابله نكرد و چون باصول صلح كرد و درياچه و دهستان را بگشود با مردم گرگان نيز بر اساس صلح سعيد بن عاص صلح كرد . بگفتهء سيف بن عمر در همين سال ، يعنى سال سىام ، عثمان ، وليد بن عقبه را از كوفه معزول كرد و سعيد بن عاص را بر آنجا گماشت .