محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2114
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پس از آن ابو بكر و پس از آن عمر و تو نيز در سالهاى اول خلافت » و چون ندانست چه پاسخ دهد گفت : « راى من چنين است » عمرو بن ابى سفيان ثقفى گويد : عثمان در منى با مردم نماز را چهار ركعت كرد يكى پيش عبد الرحمن بن عوف رفت و گفت : « مىبينى كه برادرت نماز را چهار ركعت كرد ؟ » پس عبد الرحمن با ياران خود نماز كرد و نماز را دو ركعت كرد . آنگاه پيش عثمان رفت و گفت : « مگر در اينجا با پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم نماز را دو ركعت نكردى ؟ » گفت : « چرا » گفت : « مگر با ابو بكر دو ركعت نكردى ؟ » گفت : « چرا » گفت : « مگر با عمر دو ركعت نكردى ؟ » گفت : « چرا » گفت : « مگر در سالهاى اول خلافت دو ركعت نمىكردى ؟ » گفت : « چرا » گفت : « اى ابو محمد سخن مرا بشنو ، شنيدم كه سال پيش بعض مردم يمن كه به حج آمده بودند و بعض مردم بيسر و پا گفتهاند كه نماز مقيم دو ركعت است . اينك پيشواى شما دو ركعت مىكند . من در مكه خانواده دارم و چنين ديدم كه چهار ركعت نماز كنم كه از خطاى مردم بيمناك بودم و ديگر آنكه در اينجا زن گرفتهام و در طايف ملكى دارم و باشد كه از پس حج آنجا روم و چندى بمانم . » عبد الرحمن بن عوف گفت : « هيچيك از اينها ترا معذور نمىدارد . اينكه گفتى در اينجا خانواده دارى زن تو در مدينه مقيم است و هر وقت بخواهى او را ميآورى و هر وقت بخواهى مىبرى و سكناى او تابع سكناى تو است .