محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2115

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اما اينكه گفتى در طايف ملكى دارم ، ميان تو و طايف سه منزل راه است و تو از اهل طائف نيستى . « اما اينكه گفتى كسانى از حج گزاران يمن و ديگران باز گردند و گويند اينك پيشواى شما عثمان كه مقيم است دو ركعت نماز مىكند ، پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم كه به دو وحى مىرسيد هنگامى كه اسلام در مردم قوت نداشت چنين كرد پس از آن ابو بكر چنين كرد . آنگاه اسلام قوت گرفت و عمر تا وقتى بمرد با كسان دو ركعت نماز كرد » گفت : « راى من چنين است » گويد : آنگاه عبد الرحمن بن عوف برون شد و ابن مسعود را بديد كه گفت : « اى ابو محمد خبر ديگرى هست ؟ » گفت : « نه » گفت : « پس من چه مىكنم ؟ » گفت : « مطابق آنچه مىدانى عمل كن » گفت : « اختلاف مايهء شر است به من خبر رسيد كه او چهار ركعت نماز كرده و من نيز با يارانم چهار ركعت نماز كردم » عبد الرحمن بن عوف گفت : « من نيز شنيدم كه او چهار ركعت نماز كرده و با يارانم دو ركعت نماز كردم اما اكنون شايد چنان باشد كه تو مىگويى ، يعنى مانند وى چهار ركعت نماز كنيم . » آنگاه سال سىام در آمد سخن از حوادث مهم سال سىام بگفتهء ابو معشر و واقدى و على بن محمد مداينى از جمله حوادث اين سال