محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2113
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يافتند و دشمن بشوريد قيس گفت : « اى عبد الله راى تو چيست ؟ » گفت : « راى من اينست كه مرا جانشين خويش كنى و از رفتن نمانى و كارها را نيك بنگرى . » قيس چنان كرد و عبد الله بن خازم را جانشين خويش كرد عبد الله فرمان جانشينى خويش را بنمود و در خراسان ببود تا على رضى الله عنه بخلافت رسيد . مادر عبد الله از طايفهء بنى عجل بود قيس گفت : « من از عبد الله بيشتر حق داشتم كه پسر يك زن عجلى باشم . » و از كارى كه عبد الله كرده بود خشمگين بود . در همين سال به گفتهء واقدى و ابو معشر ، ابن عامر فارس را بگشود گفتهء سيف را در اين باب از پيش ياد كردهايم . در همين سال ، يعنى سال بيست و نهم ، عثمان در مسجد پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم بيفزود و آن را توسعه داد و در ماه ربيع كار ساختمان را آغاز كرد . گچ از درهء نخل مىآوردند . مسجد را با سنگ منقش ساخت و ستونهاى آن را از سنگهايى كرد كه سرب در آن جا داده بودند و طاق آن از چوب ساج بود . طول مسجد را يكصد و شصت ذراع كرد و عرض آن را يكصد و پنجاه ذراع كرد چنان كه در ايام عمر بوده بود و براى آن شش در نهاد . در اين سال عثمان سالار حج شد و در منى سرا پرده زد و نخستين سراپرده كه در منى به پا شد براى عثمان بود و در منى و عرفه نماز را تمام كرد . ابن عباس گويد : نخستين بار كه كسان در بارهء عثمان آشكارا سخن كردند اين بود كه در ايام خلافت خود در منى با كسان دو ركعت نماز مىكرد و چون سال ششم شد نماز را تمام كرد و بسيار كس از ياران پيمبر صلى الله عليه و سلم اين را بر او عيب گرفتند و كسانى كه مىخواستند از او خرده گيرى كنند در اين باب سخن كردند تا آنجا كه على نيز چون كسان ديگر پيش وى آمد و گفت : « به خدا حادثه اى رخ نداده و سابقه اى نبوده و دانى كه پيمبر تو صلى الله عليه و سلم نماز را دو ركعت مىكرد .