محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2101

تاريخ الطبرى ( فارسي )

افريقيه تسلط يافتند ، هشام خبر يافت و جوياى آن چند كس شد كه نامهايشان را به او دادند و همانها بودند كه خبر آمده بود كه چنان كرده بودند . طلحه گويد : عثمان ، عبد الله بن نافع بن حصين و عبد الله بن نافع بن عبد القيس را بلا فاصله از افريقيه سوى اندلس فرستاد كه از راه دريا به آنجا رسيدند ، عثمان به كسانى كه سوى اندلس رفته بودند نوشت : « اما بعد ، قسطنطنيه از طرف اندلس گشوده خواهد شد شما اگر اندلس را گشوديد در پاداش فاتحان قسطنطنيه شريك خواهيد بود و السلام » كعب الاخبار نيز گفت : « قومى از دريا سوى اندلس روند و آنجا را بگشايند و روز رستاخيز نورشان مشخص باشد » گويد : مسلمانان برفتند و بربران نيز همراه بودند و از جانب دشت و دريا بدانجا حمله بردند و خدا آنجا را و فرنگان را براى مسلمانان گشود و ناحيه اى همانند افريقيه را بقلمرو مسلمانان افزودند . وقتى عثمان عبد الله بن سعد بن ابى سرح را معزول كرد عمل وى را به عبد الله بن نافع بن عبد القيس داد كه آنجا بود و عبد الله بن سعد به مصر باز گشت و كار اندلس همانند كار افريقيه بود تا به روزگار هشام كه زمين بربران را گرفت اما مردم اندلس مانند سابق ببودند . واقدى بنقل از كريب گويد : وقتى عثمان بن عمرو بن عاص را از مصر برداشت وى به سختى خشمگين شد و كينهء عثمان را به دل گرفت عثمان عبد الله بن سعد بن ابى سرح را روانه كرد و گفت سوى افريقيه رود ، و كسان را به رفتن افريقيه خواند و ده هزار كس از قريش و انصار و مهاجران آهنگ آنجا كردند . واقدى به نقل از ابن كعب گويد : وقتى عثمان عبد الله بن سعد را سوى افريقيه فرستاد ، جرجير ، بطريق افريقيه در بارهء آنجا به دو هزار هزار دينار و پانصد هزار دينار و بيست هزار دينار با آنها صلح كرد . پس از آن پادشاه روم كس فرستاد و دستور داد كه سيصد وزنه طلا از آنها