محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2102

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بگيرد چنان كه عبد الله بن سعد گرفته بود و او سران افريقيه را فراهم آورد و گفت : « شاه به من دستور داده كه سيصد وزنه طلا از شما بگيرم ، چنان كه عبد الله بن سعد گرفته است » گفتند : « چيزى نداريم كه بدهيم آنچه داشتيم به فديهء جانهاى خويش داده‌ايم ، شاه سرور ماست هر چه را كه هر ساله از ما مىگرفته بگيرد » فرستاده كه حبين ديد بگفت تا بزندانشان كردند و آنها كس پيش ياران خويش فرستادند كه بيامدند و زندان را بشكستند و بيرون آمدند . عبد الله بن سعد با مردم افريقيه بر سيصد وزنه طلا صلح كرد كه عثمان آن را به خاندان حكم داد . گويد : گفتم : « يا خاندان مروان » گفت : « نمىدانم » يزيد بن ابى حبيب گويد : عثمان عمرو بن عاص را از خراج مصر برداشت و عبد الله بن سعد را بر خراج گماشت و با هم اختلاف كردند عبد الله بن سعد به عثمان نوشت كه عمر خراج را كاسته و عمرو نوشت كه عبد الله كار جنگ را آشفته است . پس عثمان به عمرو نوشت كه بيا و عبد الله بن سعد را بر خراج گماشت عمرو خشمگين بيامد و به حضور عثمان رسيد يك جبهء يمانى پوشيده بود كه پر از پنبه بود . عثمان به دو گفت : « داخل جبه ات چيست ؟ » گفت : « عمرو است » گفت : « ميدانم داخل آن عمرو است از اين نپرسيدم ، پرسيدم آيا پنبه است يا چيز ديگر ؟ » واقدى گويد : عبد الله بن سعد مالى را كه از مصر فراهم آورده بود پيش عثمان فرستاد .