محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2082

تاريخ الطبرى ( فارسي )

پرسش كردم و ديدم هيچكس را با يكى از اين دو مرد برابر نمىكنيد : يا على ، يا عثمان ، اى على پيش من آى » گويد : على برخاست و كنار منبر بايستاد و عبد الرحمان دست او را گرفت و گفت : « آيا بر كتاب خدا و سنت رسول و عمل ابو بكر و عمر با من بيعت مىكنى ؟ » گفت : « خدايا نه ، ولى به اندازهء كوشش و توانم » گويد : دست على را رها كرد و گفت : « اى عثمان پيش من آى » و دست او را بگرفت كه در جاى على ايستاده بود و گفت : « آيا بر كتاب خدا و سنت پيمبر و عمل ابو بكر و عمر با من بيعت مىكنى ؟ » گفت : « خدايا آرى » گويد : عبد الرحمن همچنان كه دست در دست عثمان داشت سر به طاق مسجد برداشت و گفت : « خدايا بشنو و شاهد باش ، من آنچه را كه از اين كار به گردن داشتم به گردن عثمان نهادم » گويد : « مردم ازدحام كردند و با عثمان بيعت كردند چندان كه او را در كنار منبر در ميان گرفته بودند . آنگاه عبد الرحمن بر منبر به جاى پيمبر صلى الله عليه و سلم نشست و عثمان را بر پلهء دوم نشانيد و مردم همچنان با وى بيعت مىكردند . گويد : على پس آمد و عبد الرحمن اين آيه را خواند : « * ( فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِه وَمن أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْه الله فَسَيُؤْتِيه أَجْراً عَظِيماً 48 : 10 ) * » [ 1 ] يعنى : هر كه نقض بيعت كند به ضرر خويش مىكند و هر كس به پيمانى كه با خدا بسته وفا كند پاداشى بزرگ به او خواهد داد . على باز گشت و مردم را مىشكافت تا بيعت كرد و مىگفت : « خدعه و چه

--> [ 1 ] سورهء فتح ( 48 ) آيهء 10