محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1703
تاريخ الطبرى ( فارسي )
منكر دعوت وى شدند و براى كشتن او كوشيدند و دين او را رد كردند . قبايل ديگر نيز چون آنها بودند ، همه ما بر اين قصه همسخن شديم و بر ضد وى بوديم ، او تنها بود و جز خداى تعالى كس با وى نبود كه او را بر ما فيروزى داد و بعضى از ما به دلخواه و بعضى ديگر نا به دلخواه به دين وى در آمديم و همگى حقانيت و راستى را بشناختيم كه نشانه هاى معجز سوى ما آورده بود . از جمله چيزها كه از پيش پروردگار ما آورده بود پيكار با اقوام نزديك بود كه اين كار را ميان خودمان انجام داديم از آن رو كه دانستيم كه آنچه به ما گفته و وعده داده مسلم است و خلاف ندارد و چنان شد كه عربان بر اين كار همسخن شدند در صورتى كه اختلاف ايشان چنان بود كه مخلوق به ايجاد الفت ميانشان قادر نبود . ما به فرمان پروردگارمان سوى شما آمدهايم كه در راه وى پيكار كنيم و فرمان او را به كار بنديم و وعدهء او را محقق كنيم و شما را به اسلام و به حكم خدا بخوانيم كه اگر پذيرفتيد شما را مىگذاريم و باز مىگرديم و كتاب خدا را ميانتان وامىگذاريم و اگر نپذيريد بر ما واجب است كه با شما پيكار كنيم مگر آنكه جزيه دهيد كه اگر ندهيد ، خداوند سرزمين و فرزندان و اموال شما را به ما دهد . پس نصيحت ما را بپذيريد كه به خدا اسلام آوردن شما براى ما از غنيمتان خوشتر است و اگر چنين نشود پيكار با شما از صلحتان خوشتر است . اما آنچه دربارهء فرسودگى و كمى ما گفتى ابزار كار ما اطاعت است و جنگ ما فيروزى ما است . اما آن مثلها كه براى ما زديد ، براى مردان و كارهاى بزرگ و معتبر مثل مضحك زديد ، ولى ما مثل شما را مىگوييم كه مثل شما چون مرديست كه زمينى را كشته و درخت و دانهء نخبه نشانده و جويها سوى آن روان كرده و به قصرها آراسته و كشاورزان در آن جا نشانده كه در قصورش سكونت كنند و باغهاى آن را مراقبت كنند اما كشاورزان در قصرها چنان رفتار كنند كه نبايد و در باغهاى ان را مراقبت كنند اما كشاورزان در قصرها چنان رفتار كنند كه نبايد و در باغها همانند آن كنند و مدتى دراز مهلتشان دهد و چون به دل شرم نيارند ملامتشان كند و مكابره كنند آنگاه كسان ديگر را بخواند و آنها را بيرون كند كه اگر بروند مردم آنها را بربايند اگر بمانند زير