محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2016

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به همه ولايت امل چيره شوند » كار بر پيمان ابن زياد قرار گرفت تا در ايام معاويه كه فتنه شد و شاه كافر شد و بر امل تسلط يافت و رتبيل از شاه بيمناك شد و به جايى كه اكنون هست پناه برد ، بدين بس نكرد و چون مردم از او به كارهاى ديگر پرداختند ، در زرنك طمع بست و به جنگ آمد و مردم آنجا را محاصره كرد تا از بصره كمك آمد و رتبيل و همراهان وى به عنف در آن ولايت كه تا هنگام مرگ معاويه مطيع بود اقامت گرفتند كه تاكنون از آنها گرفته نشده است . فتح مكران گويد : حكم بن عمرو تغلبى آهنگ مكران كرد و شهاب بن مخارق بن شهاب به دو پيوست . سهيل بن عدى و عبد الله بن عبد الله بن عتبان نيز به كمك وى رفتند و نزديك شهر رسيدند كه مردم مكران آنجا رفته بودند و اردو زده بودند ، وقتى مسلمانان آنجا رسيدند شاهشان راسل ، شاه ديار سند ، بيامد و به آنها پيوست در چند منزلى نهر كه پيش گروههاى مردم مكران آنجا رسيده بودند و انتظار گروههاى ديگر را مىبردند تلاقى شد خدا راسل را هزيمت كرد و اردوگاه وى به تصرف مسلمانان در آمد و در نبردگاه كشتار بسيار كردند ، چند روز در تعاقب آنها بودند و كس مىكشتند تا به نهر رسيدند ، و در مكران اقامت گرفتند . حكم خبر ، فتح را براى عمر نوشت و با خمسها همراه صحار عبدى فرستاد و در بارهء فيلان دستور خواست و چون صحار خبر و غنايم را پيش عمر برد ، از او در بارهء مكران پرسيد و چنان بود كه هر كه پيش وى مىرفت در بارهء ناحيه اى كه از آنجا آمده بود پرسش مىكرد . گفت : « اى امير مؤمنان سرزمينى است كه دشت آن جبل است و آب آن وشل ( اندك ) و ميوهء آن دقل ( خرماى بد ) است و دشمن آنجا بطل ( دلير ) است ، خيرش قليل