محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2015

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از فتح سيستان گويد : عاصم بن عمرو آهنگ سيستان كرد و عبد الله بن عمر به دو پيوست ، مردم سيستان پيش آمدند و ميان مسلمانان و مردم سيستان در ناحيهء مجاور مرز آن ولايت تلاقى شد كه هزيمتشان كردند و از پى آنها رفتند تا در زرنك محاصره شان كردند و در سرزمين سيستان چندان كه خواستند پيش رفتند آنگاه مردم سيستان در بارهء زرنك و ديگر اراضى متصرفى عربان خواستار صلح شدند و صلح شد . در پيمان صلح شرط شده بود كه دشتهاى سيستان قرق است وقتى مسلمانان برون مىشدند مراقبت مىكردند كه چيزى از آنجا نگيرند كه خلاف پيمان كرده باشند . مردم سيستان خراجگزار شدند و سپاه آنجا مقررى مىگرفت . سيستان بزرگتر از خراسان بود و مرزهاى آن بيشتر بود كه با قندهار و ترك و اقوام بسيار جنگ داشتند ، و ناحيهء ما بين سند تا نهر بلخ مقابل آن بود و پيوسته از خراسان بزرگتر بود و مرز آن سختتر بود و مردم آن بيشتر . به روزگار معاويه شاه از برادر خويش گريخت - نام برادر شاه رتبيل بود - و به يكى از شهرهاى آنجا رفت كه اصل نام داشت و مردم وى مطيع سلم بن زياد شدند كه در آن وقت عامل سيستان بود و او خرسند شد و با آنها پيمان كرد و در آن ولايت مقرشان داد و خبر را براى معاويه نوشت كه پنداشت فتحى كرده است . معاويه گفت : « برادرزاده‌ام از چيزى خرسند است كه مرا غمين مىكند و ميبايد او نيز غمگين باشد . » گفتند : « اى امير مؤمنان براى چه ؟ » گفت : « براى آنكه راه زرنك به امل سخت و تنگناست و اينان مردمى خشن و خيانتگرند و به زودى كار آشفته مىشود . سبكترين كارى كه از آنها سر زند اينست كه