محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2009

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اندك اين روزگار كار نباشد . » حسن گويد : به روز جنگ استخر عثمان بن ابى العاص گفت : « خدا وقتى براى قومى نكويى خواهد خود دارشان كند و امانتشان را بيفزايد كه حفاظت امانت كنند . نخستين چيزى كه از دينتان برود امانت است و چون آن را از دست داديد هر روز چيزى را از دست مىدهيد . » در اواخر امارت عمرو آغاز امارت عثمان شهرك به مخالفت برخاست و مردم فارس را تحريك كرد و به پيمان شكنى خواند و بار ديگر عثمان بن ابى العاص با سپاه سوى او فرستاده شد و سپاهى به كمك او فرستاده شد كه عبيد الله بن معمر و شيل بن معبد بجلى سالارشان بودند و با فارسيان تلاقى شد . شهرك دهكده اى داشت بنام شهرك كه تا نبردگاه سه فرسخ فاصله داشت و فاصلهء نبردگاه تا مقر وى دوازده فرسخ بود ، در نبردگاه به پسر خود گفت : « چاشت كجا خواهد بود ، اينجا يا در شهرك ؟ » گفت : « پدر جان ، اگر ما را رها كنند چاشت نه اينجا خواهد بود نه شهرك ، بلكه جز در منزل نخواهد بود ، اما به خدا اينان ما را رها نمىكنند » هنوز اين سخن به سر نبرده بودند كه مسلمانان جنگ انداختند و جنگى سخت كردند كه در اثناى آن شهرك و پسرش كشته شدند و خدا عز و جل از پارسيان كشتارى بزرگ كرد ، آنكه شهرك را بكشت حكم بن عاص بن دهمان برادر عثمان بود . اما به گفتهء ابو معشر جنگ اول فارس و جنگ آخر استخر به سال بيست و هشتم بود . گويد : جنگ آخر فارس و گور به سال بيست و نهم بود اين سخن ابى معشر در حديث اسحاق بن عيسى آمده است . عبد الله بن سليمان گويد : عثمان بن ابى العاص را سوى بحرين فرستاده بودند و برادر خويش حكم بن ابى العاص را با دو هزار كس سوى توج فرستاد ، و چنان بود