محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2007
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از فتح توج عمرو گويد : كسانى كه از بصره سوى فارس فرستاده شدند اميران فارس شدند ، سارية بن زنيم و ديگر كسان كه مأمور ماوراى فارس بودند نيز همراه آنها روان شدند . گويد : مردم فارس در توج فراهم بودند . اما عربان بجمع يا جماعت آنها مقابل نشدند و هر يك از اميران آهنگ ولايت ديگر كرد و سوى ولايتى رفت كه مأمور آن بود . و چون مردم فارس خبر يافتند كه مسلمانان پراكنده شدهاند سوى ولايتهاى خويش پراكنده شدند تا از آنجا دفاع كنند و سبب هزيمت و پراكندگى كارهايشان و تفرقهء جمعشان همين بود . مشركان اين را به فال بد گرفتند ، گويا سرنوشت خويش را مىديدند . از جمله مجاشع بن مسعود با مسلمانان همراه خويش به آهنگ شاپور وارد شير خره رفتند و در توج با مردم فارس تلاقى كردند و چندانكه خدا خواست بجنگيدند ، آنگاه خدا عز و جل مردم توج را از مقابل مسلمانان هزيمت كرد و مسلمانان را بر آنها تسلط داد كه هر چه خواستند از آنها كشتند و هر چه را در اردوگاهشان بود غنيمتشان كرد كه به تصرف آوردند ، و اين جنگ دوم توج بود كه پس از آن سربلند نكرد . نخستين فتح توج در ايام طاوس بود كه در آنجا جنگ شد و در اثناى آن سپاه علا از نابودى خلاصى يافت ، نتيجه جنگ اول و آخر يك جور بود . وقتى توج گشوده شد مردم آنجا را دعوت كردند كه جزيه دهنده و ذمى شوند كه بيامدند و پذيرفتند . مجاشع غنايم را خمس كرد و پيش عمر فرستاد و جمعى را روانه كرد . و چنان بود كه بشارت بران و فرستادگان جايزه مىگرفتند و حوايجشان انجام