محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1979

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« با دشمن ما تماس نگيريد و خيانت نكنيد ، اگر كرديد ميان ما و شما پيمان « نيست . سواد بن قطبه تميمى و هند بن عمرو مرادى و سماك بن مخرمه اسدى و سماك بن عبيد اسدى و عتيبة بن نهاس بكرى شاهد شدند ، به سال هيجدهم نوشته شد . فتح آذربيجان گويد : و چون نعيم بار دوم همدان را گشود و از واجرود سوى رى رفت ، عمر به دو نوشت كه سماك بن خرشه انصارى را به كمك بكير بن عبد الله به آذربيجان فرستد و او اين كار را عقب انداخت تا رى گشوده شد آنگاه وى را از رى روانه كرد و سماك به قصد بكير راه آذربيجان گرفت . چنان بود كه سماك بن خرشه و عتبه بن فرقد از مالداران عرب بودند و با توانگرى به كوفه آمده بودند . وقتى بكير را روانه كردند برفت تا مقابل جرميذان رسيد و اسفندياذ پسر فرخزاد كه از واجروذ هزيمت شده بود با وى تلاقى كرد ، و اين نخستين جنگى بود كه در آذربيجان كرد . و چون بجنگيدند خدا سپاه اسفندياذ را هزيمت كرد و بكير او را به اسيرى گرفت . اسفندياذ گفت : « صلح را بيشتر دوست دارى يا جنگ ؟ » بكير گفت : « صلح » گفت : « پس مرا به نزد خويش نگهدار كه مردم آذربيجان اگر من از طرف آنها صلح نكنم يا نيايم به جاى نمانند و سوى كوهستانهاى اطراف روند ، چون كوهستان قبج و كوهستان روم ، و هر كه حصارى باشد مدتها در حصار بماند » پس بكير اسفندياذ را پيش خود نگهداشت و او بماند و همچنان اسير بود و ولايت تسليم شد بجز قلعه ها كه بود . در اين اثنا سماك بن خرشه به كمك رسيد - اسفندياذ همچنان در اسارت بود - سماك