محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1978

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« هر كس از شما را كه به كمك گيريم جزيه اش از آن اوست ، جانها و مالها و « دينها و ترتيبات دينشان ايمن است و مادام كه جزيه دهند و به رهمانده را « رهنمايى كنند و نيكخواهى كنند و مسلمانان را مهمان كنند و تماس با دشمن و « خيانت از آنها سر نزند ، چيزى از اين تغيير نيابد . هر كه بماند حقوق وى مانند « آنهاست و هر كه برود در امانست تا به امانگاه خود برسد ، هر كه « مسلمانى را دشنام گويد عقوبت بيند و هر كه او را بزند خونش حلال « است . « سواد بن قطبه و هند بن عمرو و سماك بن مخرمه و عتيبة بن نهاس « شاهدند و به سال هيجدهم نوشته شد . » اما بگفتهء مدائنى گرگان در ايام عثمان به سال سىام فتح شد . فتح طبرستان گويد : اسپهبذ در بارهء صلح به سويد نامه نوشت كه به صلح باشند و براى او قرارى نهد كه سخن از يارى و كمك بر ضد هيچ كس نباشد ، سويد اين را پذيرفت و براى آنها چنين مقرر كرد و براى وى مكتوبى نوشت به اين مضمون : « بنام خداوند رحمان رحيم « اين مكتوب سويد بن مقرن است براى فرخان ، اسپهبد خراسان « بر طبرستان و كوهستان گيلان و مردم دشمن . « تو ، به امان خدا عز و جل ، ايمنى كه دزدان و مردم اطراف سرزمين « خويش را باز دارى و ياغى ما را پناه ندهى و از عامل مرز خويش مصون مانى « با پرداخت پانصد هزار درم از نوع درمهاى سر زمينت . و چون چنين كنى « هيچيك از ما حق ندارد به تو هجوم آرد و بى اجازه ات بر تو درآيد . راه « ما به طرف شما ، با اجازه ، ايمن باشد و راه شما نيز . فرارى ما را پناه ندهيد .