محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1960
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« اين مكتوبى است كه حذيفة بن يمان به مردم ماه دينار مىدهد « جانها و مالها و زمينهايشان را امان مىدهد كه كس دينشان را تغيير ندهد و « از انجام ترتيبات دينشان منعشان نكند ، مادام كه هر سال به عامل مسلمان « خويش جزيه دهند : از هر بالغ بابت مال و جانش باندازهء توانش ، و مادام « كه به رهمانده را رهنمايى كنند ، و راهها را اصلاح كنند و هر كس از سپاه « مسلمانان را كه به آنها گذر كند مهمان كنند كه يك روز و شب پيش آنها « بماند ، و مادام كه نيكخواهى كنند . اگر خيانت كردند و دگرگونى آوردند « ذمهء ما از آنها برى باشد . « قعقاع بن عمرو « و نعيم بن مقرن « و سويد بن مقرن شاهد شدند « و در محرم نوشته شد . » گويد : عمر دنبالگانى را كه در نهاوند حضور داشتند و سخت كوشيده بودند به دو هزارىها پيوست و آنها را به رديف جنگاوران قادسيه برد . در همين سال عمر به سپاههاى عراق دستور داد كه سپاههاى پارسى را هر كجا باشند تعقيب كنند و به سپاهيان مسلمان كه در بصره و اطراف بودند دستور داد كه سوى سرزمين فارس و كرمان و اصفهان روان شوند و بعضى از آنها كه در كوفه و توابع آن بودند سوى اصفهان و آذربايجان و رى روند . بعضىها گفتهاند كه عمر اين كار را به سال هيجدهم كرد و اين سخن سيف بن عمر است .