محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1961

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از حوادث سال بيست و يكم و كار دو سپاه كه عمر چنان دستورشان داد سعيد گويد : وقتى عمر ديد كه يزدگرد هر سال جنگى بر ضد او به راه مىاندازد و به او گفتند كه پيوسته چنين خواهد بود تا وى از مملكتش بيرون شود ، به كسان اجازه داد كه در سرزمين عجم پيش روند تا قلمرو خسرو را از يزدگرد بگيرند و پس از جنگ نهاوند از مردم كوفه و بصره سالاران روان كرد . و چنان بود كه ميان عاملى سعد و عاملى عمار بن ياسر ، دو امير بودند ، يكى عبد الله بن عبد الله بن عتبان بود كه جنگ نهاوند به روزگارى بود و ديگرى زياد بن حنظله وابستهء بنى عبد بن قصى كه به روزگار وى فرمان پيشروى داده شد . وقتى عبد الله ابن عبد الله معزول شد او را بجاى ديگر فرستادند و زياد به جايش نشست . وى از مهاجران بود و اندكى بماند و اصرار كرد كه از كار معاف شود و معاف شد و عمار بن ياسر از پس وى عامل شد . عمر ، عبد الله بن عبد الله را به كمك مردم بصره فرستاد و ابو موسى را به كمك مردم كوفه فرستاد و عمرو بن سراقه را بجاى او گماشت . در ايام زياد بن حنظله از طرف عمر پرچمها براى چند نفر از كوفيان فرستاده شد . يك پرچم به نعيم بن مقرن داد و چون مردم همدان پس از صلح كافر شده بودند دستور داد سوى آنها حركت كند و گفت : « اگر خدا آنجا را به دست تو گشود در همين سمت به آن سوى همدان يا خراسان برو . براى عتبة بن فرقد و بكير بن عبد الله نيز دو پرچم بست و سوى آذربيجان فرستاد ، ولايت را ميان آنها تقسيم كرد : به يكيشان گفت از حلوان به ناحيهء راست رود ، و ديگرى را گفت كه از موصل به ناحيه چپ رود ، كه آن يكى سمت راست يار خود را پيش گرفت و آن ديگرى سمت چپ يار خود را گرفت .