محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1957
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفت : « بشارت و ظفر » گفت : « نعمان چه مىكرد » گفت : « اسبش در خون دشمن بلغزيد و بيفتاد و شهيد شد » عمر بازگشت و سائب همراه او مىرفت . عمر از شمار كشتگان مسلمان پرسيد كه شمار كمى گفت و افزود كه نخستين كسى كه در روز فتح الفتوح شهيد شد نعمان بود ( و چنان بود كه مردم كوفه و مسلمانان فتح نهاوند را چنين نام داده بودند ) گويد : وقتى عمر وارد مسجد شد بارها را افرود آوردند و در مسجد نهادند و به تنى چند از ياران خود و از جمله عبد الرحمن بن عوف و عبد الله بن ارقم گفت در مسجد بخوابند و خود به خانه رفت . سائب بن اقرع آن دو جعبه را به دنبال وى برد و خبر آن را با خبر مسلمانان با وى بگفت . عمر گفت : « اى پسر مليكه ، به خدا نفهميدهاند و تو هم نفهميده اى . زود ! زود ! از همان راه كه آمده اى برگرد تا پيش حذيفه برسى و آن را بر كسانى كه خدا غنيمتشان كرده تقسيم كنيد . » پس سائب بازگشت و برفت تا در ماه پيش حذيفه رسيد كه آن را تقويم كرد و بفروخت و چهار هزار هزار بدست آورد . قيس اسدى گويد : هنگام اقامت نهاوند يكى بنام جعفر بن راشد به طليحه گفت : « ناك شدهايم ، از عجايب تو چيزى مانده كه ما را سودمند افتد ؟ » گفت : « باشيد تا بنگرم » و عبايى برگرفت و مدتى نه چندان زياد به سر افكند آنگاه گفت : « بيان ، بيان ، گوسفندان دهقان ، اندر بستان در محل ارونان » گويد : به آن بستان رفتند و گوسفندان چاق را يافتند . عروة بن وليد به نقل از كسانى از قوم خويش گويد : در آن اثنا كه مردم نهاوند را محاصره كرده بوديم يك روز سوى ما آمدند و جنگ انداختند و طولى نكشيد كه خدا هزيمتشان كرد و سماك بن عبيد عبسى يكى از آنها را دنبال كرد كه هشت اسب