محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1880

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : عمر ابو موسى اشعرى را بعنوان عامل فرستاد و گفت كه مغيره را پيش وى فرستد . مغيره كنيزى به ابو موسى هديه داد و گفت : « او را براى تو پسنديده‌ام » و ابو موسى مغيره را پيش فرستاد . مالك بن اوس بن عدنان گويد : در حضور عمر بودم كه مغيره را پيش وى آوردند وى با زنى از بنى مره زناشويى كرده بود . گويد : عمر به دو گفت : « تو بى خيالى و پاى بند شهوت . » گويد : شنيدم كه در بارهء زن پرسش مىكرد . مغيره گفت : « رمطا نام دارد ، شوهرش از طايفهء ثقيف بوده و خودش از مردم بنى هلال است . » ابو جعفر گويد : سبب اختلاف مغيره و ابو بكره كه بر ضد وى شهادت داد مطابق روايت عمرو چنان بود كه مغيره با ابو بكره همچشمى داشت و ابو بكره بهر مناسبت با وى مفاخره مىكرد ، در بصره همسايه بودند و كوچه اى ميانشان فاصله بود و بالا خانه هايشان مقابل هم بود و روزنها رو به رو بود . گويد : و چنان شد كه تنى چند در بالاخانه ابو بكره فراهم آمده بودند و سخن مىكردند ، بادى وزيد و روزنه را بگشود ، ابو بكره برخاست كه آن را ببندد و مغيره را كه باد روزن بالاخانهء او را نيز گشوده بود ديد كه ميان دو پاى زنى نشسته بود و به حاضران گفت : « برخيزيد و بنگريد . » وقتى برخاستند و نگريستند گفت : « شاهد باشيد . » گفتند : « اين كيست ؟ » گفت : « ام جميل دختر افقم » گويد : ام جميل از طايفهء بنى عامر بن صعصعه بود و همدم مغيره بود و پيش اميران و بزرگان مىرفت كه به روزگار وى بعضى زنان چنين مىكردند . گفتند : « ما كفلهايى ديديم و ندانيم كه صورت كيست » و چون برخاست