محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1851
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و قصر را بهم متصل مىكنم كه يك بنا باشد . » و قصر كوفه را طراحى كرد و او آن را به همان مساحت كه اكنون هست و دستكارى نشده از آجرهاى قصرى كه خسروان در حيره داشته بودند بساخت و مسجد را در مقابل خزانه هاى قصر بساخت كه تا انتهاى قصر كشيده بود . و سمت راست آن سوى قبله بود و از سمت راست خزانه ها تا انتهاى ميدان على بن ابى طالب عليه السلام كشيد كه قبلهء مسجد به سوى ميدان و سمت راست قصر بود . بناى قصر بر ستونهاى مرمرين بود كه خسرو در كليساها به كار برده بود استوار شد و مجنبه نداشت . و همچنان ببود تا در ايام معاوية بن ابى سفيان به دست زياد چنان كه اكنون هست بنيان گرفت . وقتى زياد مىخواست مسجد را بنيان كند تنى چند از بنايان ايام جاهليت را پيش خواند و محل مسجد و مساحت آن را با مقدار ارتفاعى كه مىخواست براى آنها توضيح داد و گفت : « دربارهء ارتفاع آن چيزى ميخواهم كه وصف آن را نيارم گفت . » يكى از بنايان خسرو بوده بود گفت : « اين كار بوسيلهء ستونهايى ميسر است كه بايد از كوههاى اهواز بيارند و با سرب و ميله هاى آهن پر كنند و سى ذراع در آسمان بالا برى ، آنگاه سقف بزنى و مجنبه ها و موخره ها بسازى كه محكمتر شود . » زياد گفت : « همين وصف بود كه خاطرم مرا سوى آن مىكشيد اما تعبير نمىكرد . » سعد در قصر را ببست ، بازارها بجاى خود بود و سرو صداى بازاريان مانع از گفتگوى سعد بود ، وقتى قصر را بنا كرده بود مردم سخنانى به سعد بستند كه نگفته بود . گفتند كه سعد گفته : « اين خرده صداها را خاموش كنيد . » اين سخن به عمر رسيد و شنيد كه قصر را قصر سعد مىنامند ، محمد بن مسلمه