محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1850

تاريخ الطبرى ( فارسي )

براى سپاهيان مرزها و موصل محلى ذخيره كردند كه آنجا بيايند و چون دنبالگان طبقهء اول و طبقهء دوم بيامدند و بسيار شدند و محله ها بر كسان تنگ شد كسانى كه دنباله هاشان بسيار بود محلهء خود را رها كردند و نزد آنها رفتند و كسانى كه دنبالهء كمتر داشتند آنها را در محل كسانى كه پيش دنبالگان خود رفته بودند ، اگر در همسايگيشان بود ، جاى مىدادند و اگر نه بر خويشتن تنگ مىگرفتند كه دنبالگان را منزل دهند . گويد : صحن در ايام عمر به حال خود بود ، قبايل در آن طمع نمىكردند و بجز مسجد و قصر در آن نبود ، بازارها نيز بنيان و حد مشخص نداشت ، عمر گفته بود بازارها نيز همانند مسجدهاست هر كه زودتر به نشيمنگاهى رسد از آن اوست تا به خانهء خود رود يا از فروش فراغت يابد . براى دنبالگان توقفگاهى آماده بود كه هر كه مىآمد در آنجا مكان مىگرفت تا پيش ابو الهياج روند و در كارشان بنگرد و هر جا مىخواستند محلى بر ايشان تعيين كند ، توقفگاه اكنون خانه مردم بنى بكاست . گويد : سعد در مساحتى كه براى قصر معين شده بود جايى كه اكنون پهلوى محراب مسجد كوفه است قصرى برآورد و بنيان آن را محكم كرد و خزينه را در آن جا داد و يك طرف آن منزل گرفت و چنان شد كه به خزانه نقب زدند و از مال آن ببردند . سعد ماجرا را براى عمر نوشت و محل خانه و خزاين را نسبت به صحن كه پشت خانه بود به او خبر داد . عمر به دو نوشت : « مسجد را جابجا كن كه مجاور خانه باشد و خانه روبروى آن باشد كه شب و روز در مسجد كسانى هستند و مال خويش را حفظ مىكنند . » سعد مسجد را جابجا كرد و خواست بنيان كند ، دهقانى از مردم همدان بنام روز به پسر بزرگمهر گفت : « مسجد را ميسازم قصرى نيز ميسازم و مسجد