محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1836

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ابو طيبه گويد : عمر نوشت : « با هم باشيد كه اگر چنين نكنيد با پيشرفت كار دچار مشكل شويد ، آنچه را بر عهده داشتم ادا كردم . خدايا ترا به شهادت مىگيرم ، شاهد من باش . » وليد بن عبد الله بنقل از پدرش گويد : كشاورزان به راهها و پلها و كشت و راهنمايى مىپرداختند و به اندازه توانشان جزيه مىدادند و دهقانان جزيه مىدادند و به كار آبادى مىپرداختند و همگى راهنمايى و ضيافت مهاجران مسافر را به عهده داشتند و ضيافت غنيمت گيران بخصوص موروثى بود . ماهان گويد : فتح جلولا در اوايل ذى قعده سال شانزدهم بود و از قادسيه تا جلولا نه ماه بود . عمرو گويد : ترتيب صلح عمر با اهل ذمه چنين بود كه اگر به نفع دشمن با مسلمانان خيانت كردند حمايت از آنها برداشته شود و اگر به مسلمانى ناسزا گفتند عقوبت بينند و اگر با مسلمانى جنگ كردن كشته شوند ، حمايت آنها بعهدهء عمر است و عمر در مقابل پيمانداران براى خرابى سپاه تعهدى ندارد . ماهان گويد : در جلولا مردم رى از همه پارسيان تيره روزتر بودند كه حفاظت پارسيان را به عهده داشتند مردم رى در جنگ جلولا نابود شدند . عمرو گويد : وقتى جنگاوران جلولا سوى مداين بازگشتند در تيولهايشان مقام گرفتند و سواد مشمول حمايت بود مگر اموال خاندان خسرو و كسانى كه به اصرار با آنها مانده بود . گويد : وقتى پارسيان گفتار عمر و رأى او را دربارهء سواد و آن سوى سواد بدانستند گفتند : « ما نيز بدين رضايت داريم ، بوميان هيچ محلى رضايت ندارند كه كس روستايشان را بگيرد . » ابراهيم بن يزيد گويد : فروش زمينهاى ما بين حلوان و قادسيه كه مصادره شده روانيست كه از آن غنيمت گيران است .