محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1835
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بر كشاورزان و همه كسانى كه باز آمدند و ذمى شدند خراج نهادند . اموال خاندان خسرو و كسانى را كه با آنها رفته بودند مصادره كردند و غنيمت غنيمت گيران شد فروش اراضى ما بين جبل تا جبل عرب را يكسان ، يعنى غير غنيمت گيران روا ندانستند و مسلمانان آن را چنان كه بود و گذاشتند و تقسيم نكردند كه تقسيم ميسر نشد بيشه ها و مردابها و آتشكده ها و راههاى بريد و اموال خسرو و كسانى كه با وى رفته بودند و اموال مقتولان و آسياها از آن جمله بود . بعدها ، بعضى مردم تنگدست از ولايتداران تقاضاى تقسيم آن را داشتند اما عامهء جماعت مانع آن بود كه به رأى آنها كار مىكردند و تقاضاى كسان را نمىپذيرفتند و مىگفتند : « اگر اختلاف در ميان نبود ، مىكرديم . » اگر در اين تقاضا همسخن بودند ميانشان تقسيم شده بود . ماهان گويد : هيچيك از مردم سواد به پيمانى كه ميان آنها و جنگاوران پيش از قادسيه بود باقى نماندند مگر اهل چند دهكده كه به جنگ تصرف شده بود ، همگى جز اين چند دهكده پيمان شكستند و چون دعوت شدند و باز آمدند ذمى شدند كه جزيه دهند و در پناه باشند ، مگر خاندان خسرو و كسانى كه با آنها رفته بودند . زمينهاى ما بين حلوان تا عراق مصادره شده بود و عمر از همه روستا به سواد رضايت داد . گويد : دربارهء اراضى مصادره شده به عمر نوشتند كه نوشت اراضى مصادره شده را ميان غنيمت گيران تقسيم كنيد : چهار خمس براى سپاه و يك خمس براى مستحقان خمس ، اگر خواهند آنجا اقامت گيرند ، به آنها تعلق دارد . گويد : و چون كار را به رأى غنيمت گيران گذاشت چنان ديدند كه در ديار عجم پراكنده نشوند و آن را به همان حال نهادند و به كس كه مورد رضايت همگان بود مىسپردند و هر سال حاصل آن را تقسيم مىكردند و كار آن به عهدهء كسى بود كه مورد رضايت همگان بود و جز بر سالاران قوم همسخن نميشدند ، در مداين چنين بود ، در كوفه نيز وقتى آنجا رفتند چنين بود .