محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1800

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گيرندگان غنيمت بود و آيهء ديگر را شاهد اين معنى گرفتند كه گويد هر چه غنيمت گيريد خمس آن از خداست [ 1 ] و خمسها را بدين ترتيب تقسيم كردند و عمر و على بر اين همسخن شدند و مسلمانان بدان عمل كردند . براى تقسيم از مهاجران آغاز كردند ، پس از آن انصار بودند سپس تابعان كه با آنها بوده بودند و كمكشان كرده بودند ، آنگاه از حاصل جزيه براى كسانى كه صلح كرده بودند يا به صلح دعوت شده بودند ، مقررى معين كردند كه به درستى داده مىشد ، جزيه خمس نداشت و حاصل آن از آن كسانى بود كه حمايت ذميان مىكردند و عهده دار انجام پيمان بودند و كسانى كه اعانت آنها مىكردند ، مگر كه اينان به دلخواه به كسانى كه سهمى نداشتند از مازاد آن بخشش كنند . طبرى گويد : به گفتهء سيف بن عمرو در اين سال يعنى سال پانزدهم ، جنگها بود اما به گفتهء ابن اسحاق اين جنگها به سال شانزدهم بود و روايت وى را در اين باب از پيش آورده‌ايم و نيز گفتهء واقدى را نقل كرده‌ايم . اكنون خبر حوادثى را كه در فاصلهء جنگها بود تا انقضاى سالى كه چنان كه گفتيم دربارهء حوادث آن اختلاف بود ياد مىكنيم . سعيد گويد : وقتى عمر به سعد فرمان داد كه سوى مداين رود ، به او گفت زنان و نانخوران را در عتيق واگذارد و گروهى سپاه نزد آنها بجاى گذارد و سعد چنان كرد . و هم به او گفت كه اين گروه را كه با عيال مسلمانان آنجا مانده‌اند در همه غنيمتها شريك كند . گويد : سعد از پس فتح ، دو ماه در قادسيه بماند و با عمر دربارهء آنچه بايد كرد نامه نوشت و زهره را سوى زبانه فرستاد . زبانه قسمتى از دشت بود كه در روستا پيش رفته بود و كوفهء كنونى آنجاست و حيرهء سابق آنجا بود . تخير جان آنجا اردو زده بود و چون از آمدن عربان خبر يافت برفت و بجاى نماند و به ياران خود

--> [ 1 ] - سورة الانفال آيه 42