محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1796

تاريخ الطبرى ( فارسي )

غير بدريان يعنى حسن و حسين و ابو ذر و سلمان را ببدريان پيوست ، مقررى عباس بيست و پنجهزار و بقولى دوازده هزار بود . به زنان پيمبر ده هزار ده هزار مقررى داد مگر آنها كه سابقه بردگى داشتند ، زنان پيمبر گفتند : « پيمبر نصيب ما را بيشتر از آنها نمىداد ، ما را برابر كنيد . » و چنان كرد . قصورى عايشه را دو هزار بيشتر كرد كه پيمبر او را دوست مىداشته بود اما نگرفت . زنان جنگاوران بدر را جزو پانصد پانصدىها آورد . زنان طبقه بعد را تا حديبيه چهار صد چهار صد داد و زنان بعدىها را تا جنگهاى پيش از قادسيه سيصد سيصد داد ، زنان جنگاوران قادسيه را دويست دويست داد و پس از آن همه زنهاى ديگر را برابر گرفت . كودكان را يك نواخت صد صد داد آنگاه شصت مستمند را فراهم آورد و نان به آنها خورانيد و مقدار آن را حساب كردند كه دو انبان شد و براى هر يك از آنها و عيالش ماهانه دو انبان مقرر كرد . عمر پيش از مرگ گفته بود : « مىخواهم مقررى را چهار هزار چهار هزار كنم كه مرد يك هزار را به نزد كسان خود نهد ، يك هزار را توشه كند ، يك هزار را خرج سلاح كند و يك هزار را خرج رفاه كند . » اما پيش از آنكه چنين كند در گذشت . ابى سلمه گويد : عمر مقررى را براى غنيمت گيران كه خدا غنيمت را به آنها داده بود معين كرد كه سپاه مداين بودند و بعد به كوفه راه يافتند و از مداين به كوفه و بصره و دمشق و حمص و اردن و فلسطين و مصر انتقال يافتند عمر گفت : « غنيمت از مردم اين شهرهاست و هر كه به آنها ملحق شود و كمكشان كند و از آن ديگران نيست ، كه به وسيله آنها شهرها و دهكده ها مسكون شده و صلح با آنها انجام گرفته و جزيه به آنها پرداخت شده و مرزها به وسيله آنها بسته شده و دشمن به كمك آنها در هم شكسته است . » آنگاه نوشت كه مقررى سال پانزدهم هجرت را يك جا بدهند .