محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1314

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كسانى از طايفهء بنى تميم و قيس كه نام برده بود كمك بگيرند و كس سوى تميميان و قيسيان فرستاد كه با آنها كمك كنند و آنها نيز چنان كردند و راهها بر بيدين بسته شد و يارانش كاهش گرفتند و كارشان آشفته شد و درهم افتادند و در زندگى پيمبر يك روز پيش از درگذشت وى اسود كشته شد . دربارهء طليحه و مسيلمه و امثالشان نيز پيوسته كس مىفرستاد و بيمارى ، او را از كار خدا عز و جل و دفاع از دين وى باز نمىداشت . گويد پيمبر و بر بن يحنس را سوى فيروز و جشيش ديلمى و داذويه اصطخرى فرستاد . و جرين بن عبد الله را سوى ذى الكلاع و ذى ظليم فرستاد . و اقرع بن عبد الله حميرى را سوى ذى زود و ذى مران فرستاد . و فرات بن حيان عجلى را سوى ثمامه بن اثال فرستاد . و زياد بن حنظلهء تميمى عمرى را سوى قيس بن عاصم و زبرقان بن بدر فرستاد . و صلصل بن شرحبيل را سوى سيره عنبرى و وكيع دارمى و عمرو بن محجوب عامرى و عمرو بن خفاجى فرستاد . و ضرار بن ازور اسدى را سوى عوف زرقانى فرستاد كه از طايفهء بنى صيدا بود وهم او را سوى سنان اسدى غنمى و قضاعى ديلمى فرستاد . و نعيم بن مسعود اشجعى را سوى ابن ذو اللحيه و ابن مشيمصه جبيرى فرستاد . هشام بن محمد گويد : بيمارى پيمبر خدا كه از آن درگذشت در اواخر ماه صفر آغاز شد ، در آن وقت در خانه زينب دختر جحش بود . ابو مويهبه آزاد شدهء پيمبر گويد : در دل شب پيمبر مرا پيش خواند و گفت : « اى ابو مويهبه مامور شده‌ام كه براى اهل بقيع آمرزش بخواهم با من بيا ، و من با وى رفتم و چون در گورستان بايستاد گفت : « درود بر شما اى اهل قبور ، اين حال كه شما داريد نسبت به حال مردم خوش است ، فتنه ها چون پاره هاى شب تاريك از پى