محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1299

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويند : پيمبر از صفيه دختر بشامه ، خواهر اعور عنبرى ، نيز خواستگارى كرد ، وى اسير شده بود و پيمبر او را مخير كرد و گفت : « اگر خواهى من و اگر خواهى شوهرت را برگزين » . و او گفت : « شوهرم » و پيمبر آزادش كرد . و نيز پيمبر از ام جيب دختر عباس بن عبد المطلب خواستگارى كرد اما معلوم شد كه عباس برادر شيرى اوست كه ثويبه هر دو را شير داده بود . از جمره دختر حارث بن ابى حارثه نيز خواستگارى كرد و پدرش گفت عيبى دارد اما نداشت و چون به خانه رفت ديد كه برص گرفته است . سخن از كنيزكانى كه پيمبر به زنى داشت يكى ماريه دختر شمعون قبطى بود و ديگرى ريحانه دختر زيد قرظى و به قولى نضيرى كه خبر هر دو را از پيش گفته‌ايم . سخن از غلامان آزاد شدهء پيمبر از آن جمله زيد بن حارثه بود و پسرش اسامة بن زيد كه از پيش خبر آنها را گفته‌ايم . ثوبان نيز غلام پيمبر بود و آزاد شد و همچنان تا هنگام درگذشت پيمبر به خدمت وى بود ، پس از آن به شهر حمص رفت و در آنجا خانهء وقفى از او به جاست . گويند : ثوبان به سال پنجاه و چهارم در ايام خلافت معاويه درگذشت . بعضىها گفته‌اند وى در شهر رمله سكونت گرفت و دنباله نداشت . شقران نيز بود كه از اهل حبشه بود و نامش صالح بن عدى بود و در مورد وى