محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1300

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اختلاف هست . عبد الله بن داود خريبى گويد : پيمبر شقران را از پدرش عبد الله بن عبد المطلب به ارث برد . بعضىها گفته‌اند شقران پارسى نژاد بود و صالح پسر حول پسر مهر بود ، پسر آذر جشنس پسر مهربان پسر فيران پسر رستم پسر فيروز پسر ماىبهرام پسر رشتهرى بود . گويند : وى از دهقانان رى بود . مصعب زبيرى گويد : شقران غلام عبد الرحمن بن عوف بود كه او را به پيمبر بخشيد و او فرزندان آورد كه آخرين آنها موبا نام داشت و در مدينه مقيم بود و اعقاب وى در بصره بودند . رويفع نيز بود كه او را ابو رافع مىگفتند و نامش اسلم و به قولى ابراهيم بود در مورد وى اختلاف هست : بعضىها گفته‌اند وى از آن عباس بن عبد المطلب بود كه او را به پيمبر خدا بخشيد . بعضى ديگر گفته‌اند ابو رافع غلام احيحه سعيد بن عاص بزرگ بود كه به ارث به فرزندانش رسيد كه سه تن از آنها سهم خود را آزاد كردند و همگى در بدر كشته شدند . ابو رافع نيز با آنها در بدر حضور داشت و خالد - بن سعيد سهم خود را به پيمبر بخشيد كه آزادش كرد . ابو رافع پسرى داشت كه او را بهى مىگفتند و نامش رافع بود كه ابو رافع كنيه از او گرفته بود و پسر ديگر داشت به نام عبيد الله كه دبير على بن ابى طالب بود . هنگامى كه عمرو بن سعيد حاكم مدينه شد بهى را پيش خواند و گفت : « وابستهء كيستى ؟ » بهى گفت : « وابستهء پيمبر خدا » و عمرو يكصد تازيانه به او زد . باز گفت : « وابستهء كيستى ؟ » بهى گفت : « وابستهء پيمبر خدا » و عمر يكصد تازيانهء ديگر به او زد . و همچنان مىپرسيد و او مىگفت : « وابستهء پيمبر خدايم » تا پانصد تازيانه به او زد و پرسيد : « وابستهء كيستى ؟ » و بهى گفت : « وابستهء شمايم »