محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1640
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به نزد جرير كه آنجا بود مقر گرفت غضى در سرزمين عرب رو به روى ابله بود كه مرز و دروازه هند به شمار بود . چون سعد در شراف مقر گرفت جاى خود را به عمر نوشت و هم جاهاى مسلمانان را كه ما بين غضى تا حبانه بود به او خبر داد . عمر به او نوشت كه وقتى اين نامه من به تو رسد كسان را دسته هاى ده نفرى كن و بر هر دسته سر دسته اى گمار و سپاهها را سالاران معين كن و سپاه خويش را آرايش و نظم ده و سران مسلمانان را بگوى تا پيش تو آيند و تعداد خويش بگويند سپس آنها را پيش كسانشان فرست و در قادسيه وعده كن ، مغيرة بن شعبه را نيز با سپاهش به خويشتن ملحق كن و ترتيب كارها را براى من بنويس . سعد كس پيش مغيره و سران قبايل فرستاد كه بيامدند و اندازه بدانست و بر هر دسته ده نفرى سردسته اى گماشت چنان كه در ايام پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم نيز سر دسته ها بودند و تا وقتى مقررى معين شد دوام داشت . بر پرچمها كسانى از مسلمانان با سابقه گماشت و سران گروههاى ده نفرى را از كسانى بر گزيد كه در اسلام اعتبارى داشته بودند و بر قسمتهاى سپاه از مقدمه و پهلوها و پيشتازان و زبده سواران و پياده و سوار كسان بر گماشت و هنگام حركت با آرايش و نظم حركت كرد و تا وقتى نامه و اجازه عمر نيامد حركت نكرد . سران قسمتها چنين بودند . زهرة بن عبد الله بن قتاده را كه پادشاه هجر در جاهليت او را سالارى داده بود و پيش پيمبر خداى فرستاده بود بر مقدمه گماشت و چون اجازه عمر آمد وى از شراف روان شد تا به عذيب رسيد . عبد الله بن معتم را بر ميمنه گماشت . وى از ياران پيمبر بود و يكى از نه كس بود كه سوى او صلى الله عليه و سلم رفته بودند . طلحة بن عبيد الله را دهميشان كرد كه سردستگان قوم شدند . شرحبيل بن سمط بن شرحبيل كندى را بر ميسره گماشت . وى نوجوان بود و با