محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1639

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ماهان گويد : به همين سبب بود كه مردم در شمارهء سپاه قادسيه اختلاف كرده‌اند . آنها كه چهار هزار كس گفته‌اند از اين رو بود كه چهار هزار كس با سعد از مدينه بيرون آمدند و آنها كه هشت هزار كس گفته‌اند ، از اين رو بود كه هشت هزار كس در زرود فراهم آمده بودند و آنها كه نه هزار كس گفته‌اند پيوستن مردم قيس را در نظر داشته‌اند و آنها كه دوازده هزار كس گفته‌اند سه هزار كس از مردم بنى اسد را كه از تيره هاى حزن بود به حساب آورده‌اند . سعد دستور پيشروى داد و سوى عراق روان شد . گروه كسان در شراف بودند و چون سعد به شراف رسيد اشعث بن قيس با هزار و هفتصد كس از مردم يمن به دو پيوستند . گويد : همه حاضران قادسيه سى و چند هزار كس بودند و كسانى كه از غنايم قادسيه سهم بردند در حدود سى هزار كس بودند . جرير گويد : مردم يمن دل سوى شام داشتند و مضريان به عراق راغب بودند . عمر گفت : « خويشاوندىهاى شما از خويشاونديهاى ما قويتر است چرا مضريان گذشتگان خويش را كه در شام بوده‌اند به ياد نمىآورند ؟ » محمد بن حذيفه بن يمان گويد : هيچ كس از عربان در مقابل پارسيان جسورتر از مردم ربيعه نبود كه مسلمانان آنها را ربيعه شير يا ربيعه سوار نامشان داده بودند ، عربان جاهليت نيز پارسيان را شير مىناميدند ، روميان را نيز شير ميناميدند . ماهان گويد : عمر گفت : « به خدا شاهان عجم را با شاهان عرب مقابل ميكنم » و هر چه سر و صاحب راى و معتبر و صاحب نفوذ و سخنور و شاعر بود سوى پارسيان فرستاد و آنها را با سران و بزرگان عرب رو برو كرد . شعبى گويد : وقتى سعد مىبايد از زرود حركت كند عمر به او نامه نوشت كه مرد لايقى را به دروازه هند فرست كه آنجا باشد و مراقبت كند كه از آن حدود آسيبى به تو نرسد ، سعد مغيرة بن شعبه را با پانصد كس فرستاد كه سوى غضى رفت و