محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1638
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آن گروه به شگفتى بودند . و چنان شد كه يكى از آنها به نام سودان بن حمران ، عثمان بن عفان رضى الله عنه را كشت و يكى از بستگانشان كه خالد بن ملجم نام داشت على بن ابى طالب رحمه الله را كشت و معاويه بن خديج با جماعتى از آنها به تعقيب و قتل قاتلان عثمان برخاست اما جمعيشان قاتلان عثمان را پناه داده بودند . ماهان گويد : از آن پس كه سعد برفت ، عمر دو هزار كس از مردم يمن را با دو هزار كس از مردم نجد از غطفان و طوايف ديگر به كمك او روان كرد . سعد در آغاز زمستان به زرود رسيد و آنجا فرود آمد و سپاهيان را در اطراف آن بر سر آبهاى بنى تميم و اسد پراكنده كرد و در انتظار فراهم آمدن كسان و دستور عمر ماند . چهار هزار كس از بنى تميم و رباب برگزيد كه سه هزار كس تميمى و هزار كس ربابى بودند ، از بنى اسد نيز سه هزار كس بر گزيد و گفت در حدود سرزمين خود ما بين حزن و بسيطه بمانند و آنجا بماندند و ما بين سعد بن ابى وقاص و مثنى بن حارثه بودند . مثنى هشت هزار كس از مردم ربيعه داشت كه شش هزار از بكر بن وائل بود و دو هزار كس از ديگر طوايف ربيعه كه پس از رفتن خالد برگزيده بود ، چهار هزار كس از باقيماندگان جنگ پل نيز با وى بودند . از مردم يمن نيز دو هزار كس از بجيله با وى بود و دو هزار كس از قضاعه و طى كه بعضى را بتازگى برگزيده بود . سالار مردم طى ، عدى بن حاتم بود و سالار قضاعه عمرو بن وبره بود و سالار بجيله جرير بن عبد الله بود . در اين هنگام كه سعد انتظار ميبرد مثنى سوى وى آيد و مثنى نيز در انتظار رفتن سعد بود مثنى از زخمى كه در جنگ پل خورده بود در گذشت و بشير بن خصاصيه را جانشين خود كرد . سعد در زرود بود و سران مردم عراق با خصاصيه بودند و گروههاى عراقى و از آن جمله فرات بن حيان عجلى و عتيبه كه پيش عمر رفته بودند پيش سعد بودند كه عمر آنها را به نزد وى فرستاده بود .