محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1630
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به عمر رسيد مردم سواد چه آنها كه با مسلمانان پيمان داشتند و چه آنها كه نداشتند كافر شدند و مثنى با جمع خود برفت و در ذى قار مقر گرفت و مسلمانان در طف اردو زدند تا نامهء عمر رسيد كه چنين بود . « اما بعد . از ميان عجمان در آييد و بر سر آبهايى كه مجاور عجمان « است در حدود سرزمين خودتان و سرزمين آنها فرود آييد و همه جنگاوران « و سواران ربيعه و مضر و مردم هم پيمانشان را آماده كنيد و هر كه بدلخواه « نيايد احضار شود . اكنون كه عجمان به تلاش افتادهاند عربان را نيز به « تلاش واداريد و با همه نيرو با همه نيروى آنها مقابل شويد . » مثنى در ذى قار جا گرفت و مسلمانان از جل و شراف تا غضى و سلمان اردو زدند . غضى در حدود بصره بود ، جرير بن عبد الله و سبرة بن عمرو عنبرى و ياران وى در سلمان بودند ، مسلمانان بر آبهاى عراق از اول تا آخر مقر گرفتند و مراقب همديگر بودند تا اگر حادثه اى براى يكى از گروهها رخ داد به كمك آن شتابند و اين به ذى قعدهء سال سيزدهم هجرت بود . زياد گويد : وقتى عمر خبر يافت كه عجمان يزدگرد را به شاهى برداشتهاند به همه عاملان بر ولايات و عمال قبايل عرب نامه نوشت و اين به ذىحجهء سال سيزدهم بود . هنگامى كه به حج مىرفت ، كه عمر هر سال به حج مىرفت ، نوشت كه هر كه را سلاح يا اسب يا توان جنگ دارد برگزينيد و سوى من فرستيد ، شتاب كنيد ، شتاب كنيد ، و هنگامى كه راهى حج بود فرستادگان روان شدند . نخستين گروه از قبايلى آمدند كه راهشان از مكه و مدينه مىگذشت . آنها كه از اهل مدينه يا نيمه راه عراق و مدينه بودند هنگام باز گشت از حج در مدينه پيش وى آمدند و آنها كه دور تر بودند به مثنى پيوستند و آنها كه پيش عمر آمده بودند گفتند كه مردم مجاور آنها با شتاب مىآيند . اما در روايت ابو معشر و ابن اسحاق هست كه به سال سيزدهم هجرت سالار