محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1627
تاريخ الطبرى ( فارسي )
بر بعضى طوايف تغلب و نمر كه در صفين بودند حمله برند و خود از دنبال آنها روان شد و عمرو بن ابى سلمى هجيمى را جانشين خويش كرد . و چون به نزديك صفين رسيدند مثنى و فرات و عتيبه از هم جدا شدند و مردم صفين گريزان شدند و از فرات عبور كردند و آنجا حصارى شدند . مثنى و ياران وى توشه نداشتند و مركبهاى خويش را جز آنچه ناچار مىبايد داشت كشتند و حتى پاچه و پوست و استخوان آن را خوردند آنگاه به كاروانى از مردم دبا و حوران بر خوردند و كاروانيان را كشتند و سه تن از بنى تغلب را كه همراه كاروان بودند اسير كردند و كاروان را گرفتند كه كالاى بسيار داشت . مثنى به آن سه تغلبى گفت : « مرا راهبر شويد » يكيشان گفت : « مرا در مورد مال و كسانم امان دهيد تا محل يكى از طوايف تغلب را كه امروز صبحگاهان از پيش آنها آمدهام به شما نشان دهم » مثنى او را امان داد و بقيهء روز را با وى راه پيمود و شبانگاه به قوم حمله برد . در آن هنگام شتران از آبگاه باز مىآمد و كسان كنار خيمه ها نشسته بودند كه هجوم آغاز شد و مردان را بكشتند و زن و فرزند اسير كردند و شتران را براندند و معلوم شد قوم بنى رويحلهاند . مردم ربيعه كه در اردوى مسلمانان بودند با سهم غنيمت خود اسيران را خريدند و آزاد كردند و چنان بود كه مردم ربيعه در ايام جاهليت اسير نمىگرفتند . آنگاه خبر آمد كه بيشتر مردم آن ديار سوى ساحل دجله رفتهاند و مثنى حركت كرد - در همهء اين غزاها كه از پس بويب بود حذيفة بن محصن غلفانى بر مقدمهء سپاه بود و نعمان بن عوف بن نعمان و مطر ، هردوان شيبانى ، پهلوداران سپاه بودند - و حذيفه را به دنبال قوم روان كرد و خود از پى برفت و نزديك تكريت به آنها رسيدند كه به آب زده بودند و چندان كه خواستند شتر گرفتند و به هر يك از آنها پنج شتر و پنج اسير رسيد مثنى خمس اموال را بر گرفت و با كسان سوى انبار باز گشت و فرات و عتيبه