محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1603
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىكردند و اسبان مىرميد و پارسيان با تير آنها را نشانه مىكردند و از رنج به زحمت بودند و به دشمن دسترس نداشتند . بناچار ابو عبيد پياده شد ، كسان نيز پياده شدند و پياده سوى دشمن رفتند و شمشيرها در هم افتاد و چون فيل به گروهى حمله مىبرد آنها را ميراند . ابو عبيد بانگ زد كه به پيلان حمله بريد و تنگ آن را ببريد كه فيل سواران فرو ريزند و خود او به فيل سفيد حمله برد و در تنگ آن آويخت و آن را ببريد و فيل سواران فرو ريختند و ديگر كسان چنان كردند و فيلى نماند كه بار آن را پايين نكشيدند و سوارانش را نكشتند . فيل سفيد سوى ابو عبيد حمله برد كه خرطوم آن را با شمشير زخمى كرد و فيل با دست خود به دفاع پرداخت ، ابو عبيد همچنان در آن آويخته بود و فيل با دست وى را بزد كه به زمين افتاد و او را در هم كوفت و بر پيكرش ايستاد . و چون مسلمانان ابو عبيد را زير پاى فيل افتاده ديدند بعضى از آنها بترسيدند و آنكه پس از ابو عبيد سالارى داشت پرچم را بگرفت و با فيل بجنگيد تا از روى پيكر پس رفت و آن را سوى مسلمانان كشيد و با فيل در آويخت و فيل با دست خود او را بزد و در هم كوفت و بر پيكرش ايستاد و هفت كس از ثقفيان پياپى پرچم را بگرفتند و جنگيدند و كشته شدند . پس از آن مثنى پرچم را بگرفت و مسلمانان فرارى شدند و چون عبد الله بن مرثد ثقفى كشته شدن ابو عبيد و جانشينان وى و رفتار قوم را بديد سوى پل دويد و راه را بست و گفت : « اى مردم مانند سران خود شجاعانه جان بدهيد يا فيروز شويد . » و مشركان مسلمانان را تا پل تعقيب كردند و بسيار كسان از ترس در فرات جستند و هر كه پايمردى نكرد غرق شد و هر كه پايمردى مىكرد در خطر كشته شدن بود ، مثنى با گروهى از سواران اسلام به نگهدارى مردم پرداخت و بانگ زد كه اى مردم من مدافع شمايم آهسته عبور كنيد و بيم مداريد كه ما از اينجا نمىرويم تا شما را