محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1604

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آن طرف ببينيم خودتان را غرق مكنيد . » عبد الله بن مرثد بر پل ايستاده بود و مانع عبور كسان مىشد ، او را بگرفتند و پيش مثنى آوردند كه او را بزد و گفت : « براى چه چنين كردى ؟ » گفت : « براى آنكه كسان جنگ كنند » مثنى بگفت تا رفتگان را ندا دادند و چند تن از مردم بومى را بياوردند كه كشتىهاى خويش را به جاى خالى نهادند و كسان گذشتند آخرين كسى كه به نزديك پل كشته شد سليط بن قيس بود . مثنى از پل گذشت و طرف خود را حفظ كرد اما اردوى وى بياشفت و ذو الحاجب آهنگ آن كرد اما كارى از پيش نبرد و چون مثنى بر آن طرف قرار گرفت مردم مدينه پراكنده شدند و سوى مدينه رفتند و بعضى نيز از او ببريدند و سوى باديه ها رفتند و مثنى با گروهى اندك بماند . ابو عثمان نهدى گويد : در جنگ پل از كشته و غريق چهار هزار كس تلف شد و دو هزار كس بگريخت و سه هزار كس بماند و ذو الحاجب از اختلاف پارسيان خبر يافت و با سپاه خويش باز گشت و به همين سبب از دو روى پراكنده شدند . مثنى زخمدار شده بود كه چند حلقه از زره وى كه بوسيلهء نيزه شكسته بود در تنش فرو رفته بود . نضر گويد : وقتى مردم مدينه آنجا رسيدند و گفتند كه رفتگان ولايات از هزيمت شرمگين بوده‌اند عمر سخت به درد آمد ، بر آنها ترحم آورد . شعبى گويد : عمر گفت : « خدايا همهء مسلمانان را بخشيدم ، من پشتيبان هر - مسلمان هستم ، هر مسلمانى كه با دشمن رو به رو شده و به محنت افتاده من « گروه » او هستم ، خدا ابو عبيد را رحمت كند اگر سوى من آمده بود گروه او بودم » گويد : مثنى خبر ما وقع را با عبد الله بن زيد براى عمر فرستاد و او نخستين كس بود كه پيش عمر رفت » . در روايت ابن اسحاق نيز كار ابو عبيد و ذو الحاجب و حكايت جنگشان چنين