محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1592

تاريخ الطبرى ( فارسي )

داو طلب را سالار شما مىكنم » مثنى را به شتاب واداشت و گفت : « زودتر حركت كن تا يارانت بيايند . » گويد : نخستين كارى كه عمر در خلافت خويش هماهنگ با بيعت كرد ، راهى كردن ابو عبيد بود . آنگاه مردم نجران را برون كرد ، سپس مرتدشدگان را دعوت كرد كه با شتاب از هر سو بيامدند و آنها را سوى شام و عراق فرستاد و به مردم يرموك نوشت كه ابو عبيدة بن جراح سالار شماست و به دو نوشت كه سالارى سپاه با تو است و اگر خدا عز و جل ترا ظفر داد مردم عراق را با هر كس از كمكيان كه سوى شما آمده‌اند و بخواهند آنجا روند سوى عراق فرست . گويد : نخستين فتح ايام عمر در يرموك بود كه بيست روز پس از در گذشت ابو بكر رخ داد . از جمله كمكيان كه در ايام عمر به يرموك آمد قيس بن هبيره بود كه با مردم عراق باز گشت ، اما از آنها نبود و همين كه عمر مرتدشدگان را اجازهء غزا داد به غزا آمد . گويد : و چنان بود كه پارسيان با مردن شهر براز از كار مسلمانان به اختلافات خويش مشغول بودند و شاه زنان را به شاهى برداشتند تا وقتى كه بر پادشاهى شاپور پسر شهر براز پسر اردشير پسر شهريار اتفاق كردند و آزرميدخت بر ضد وى بشوريد و او را با فرخزاد بكشت و پادشاه شد . در اين وقت رستم پسر فرخزاد بر مرز خراسان بود و پوران به دو خبر داد . گويد : مثنى با ده كس از مدينه سوى حيره آمد و ابو عبيد يك ماه بعد به دو - پيوست . مثنى پانزده روز در حيره بماند . رستم به دهقانان سواد نامه نوشت كه بر مسلمانان بشورند و در هر روستا مردى را نهاد كه مردم آنجا را بشورانند . جاپان را سوى بهقباذ پايين فرستاد و نرسى را به كسكر فرستاد و روزى را براى اين كار معين كرد و سپاهى براى جنگ مثنى فرستاد . مثنى خبر يافت و اردوگاههاى اطراف را فراهم آورد و محتاط شد و جاپان شتاب كرد و شورش آغاز كرد و در نمارق فرود آمد و