محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1536

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىپسندد كار كنيد . » گفتند : « رأى درست چيست ؟ » گفت : « وقتى ابو بكر ما را مىفرستاد پنداشت كه هر يك به سويى مىرويم ، اگر مىدانست كه چه مىشود شما را فراهم مىكرد ، كارى كه شما مىكنيد براى مسلمانان از آن نگرانى كه دارند بدتر است و براى مشركان از كمكى كه برايشان آمده سودمندتر است ، مىدانم كه علاقه به دنيا شما را پراكنده است ، خدا را ، خدا را ، هر يك از شما را به ولايتى گماشته‌اند كه اگر مطيع يكى از سالاران ديگر شود پيش خدا و خليفهء پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم مايهء وهن او نخواهد شد . بياييد كه دشمن آماده است ، جنگ امروز نتايج مهم دارد و اگر امروز آنها را سوى خندقهاشان برانيم پيوسته آنها را خواهيم راند و اگر ما را هزيمت كنند پس از آن روى فيروزى نخواهيم ديد . بياييد تا سالارى را مبادله كنيم ، امروز يكى باشد و فردا ديگرى باشد تا همه تان سالارى كنيد ، امروز سالارى را به من دهيد . » گويد : همگان سالارى او را پذيرفتند و پنداشتند آن روز نيز برخورد با دشمن چون روزهاى ديگر خواهد بود و كار سر دراز دارد . آنگاه روميان با آرايشى كه هرگز كسى مانند آن نديده بود بيامدند و خالد آرايشى كرد كه عربان پيش از آن نكرده بودند و با سى و شش تا چهل دسته در آمد و گفت : « دشمن شما بسيار است و مغرور و آرايشى همانند دسته ها نيست كه به ديده بسيار نمايد و چند دسته در قلب نهاد و ابو عبيده را بر آن گماشت ، چند دسته نيز پهلوى راست نهاد و عمرو بن عاص را بر آن گماشت كه شرحبيل بن حسنه نيز با وى بود ، پهلوى چپ نيز دسته ها نهاد و يزيد بن ابى سفيان را بر آن گماشت ، قعقاع بن عمرو به يكى از دسته هاى مردم عراق گماشته بود و مذعور بن عدى بر دستهء ديگر بود . عياض بن غنم بر يك دسته بود ، هاشم بن عتبه بر يك دسته بود ، زياد بن حنظله بر يك دسته بود ، خالد بر يك دسته بود با پراكندگان سپاه خالد بن سعيد . دحية بن حليفهء